فصل دوم:در تجویز خوردن طعام های لذیذ و مذمّت حرص و افراط در آن

بدان که از احادیث اهل بیت علیهم السلام ظاهر می شود که طعام های لذیذ خوردن و به مردم خورانیدن و تکلف در خوبی و پاکیزگی، این ها خوب است و طعام های لذیذ را بر خود حرام کردن، خوب نیست، اماباید از حلال باشد و آن قدر نخورد که او را از عبادت الهی باز دارد. و مانند حیوانات، پیوسته همتش مصروف به خوردن و آشامیدن نباشد، بلکه باید منظور و مقصود او از خوردن و آشامیدن، تحصیل قوّت عبادت باشد و باید آن قدر صرف کند که نسبت به حال او اسراف نباشد، که خدا مسرفان را دوست نمی دارد.

به سند معتبر منقول است: امام جعفر صادق علیه السلام بسیار بود که نان ها و فرنی نفیس و حلواهای لذیذ به مردم می خورانیدند و می فرمود: هرگاه خدا بر ما توسعه می دهد ما نیز توسعه می دهیم و هرگاه خدا بر ما تنگ می گیرد ما نیز تنگ می گیریم.

در حدیث معتبر دیگر از آن جناب منقول است: سه چیز است که حق تعالی مؤمن را در قیامت بر این ها حساب نمی کند: طعامی که بخورد و جامه ای که بپوشد و زن صالحه ای که یاور او باشد و فرج او را از حرام نگاه دارد.

ابوخالد کابلی می گوید که به خدمت امام محمّد باقرعلیه السلام رفتم، حضرت چاشت طلبیدند، و من خوردم با آن جناب، طعامی که هرگز از آن  نیکوتر و پاکیزه تر طعامی نخورده بودم.

پس فرمود: جگونه دیدی طعام ما را؟ گفتم: فدای تو شوم، هرگز به این خوبی طعام نخورده بودم، لیکن به یادم آمد این آیه که در کتاب خدا است: «تُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ» [تکاثر / آیه 8]؛ البته سؤال کرده خواهید شد در روز قیامت از نعمت الهی. حضرت فرمود: مراد از نعیم در این آیه مذهب تشیع و ولایت اهل بیت علیهم السلام است که در روز قیامت از شما سؤال خواهد شد.

به سند صحیح از حضرت صادق علیه السلام منقول است: حق تعالی از آن کریم تر است که سؤال کند از مؤمن از خوردنی و آشامیدنی که در دنیا بر او حلال کرده باشد. به سند حسن از آن جناب منقول است: طعام به عمل بیاور و یاران خود را بطلب و با ایشان بخور.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: با سیری چیزی خوردن، مورث پیسی است.

از امام صادق علیه السلام منقول است: سه چیز است که خدا دشمن دارد صاحب آن ها را: خواب کردن بدون بیداری شب و خنده کردن در غیر محل تعجب و خوردن طعام در هنگام سیری.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: مؤمن در یک شکم چیزی می خورد و کافر در هفت شکم چیزی می خورد یعنی بسیار می خورد.

در حدیث دیگر منقول است: ابوجحیفه به خدمت آن جناب آمد و آروغ می زد از سیری، حضرت فرمود: آروغ خود را منع کن [دفع کن به کم خوردن که هرکه در دنیا سیرتر است در قیامت گرسنه تر است. پس ابوجحیفه بعد از آن، طعام سیر نخورد تا از دنیا رفت.

در حدیث دیگر فرمود: هیچ چیز راخدا دشمن نمی دارد مانند شکم پر از طعام.

از جناب امیر المؤمنین علیه السلام منقول است: حضرت عیسی علیه السلام به شهری رسید که مرد و زنی فریاد می کردند و با یکدیگر نزاعی داشتند، از سبب آن پرسید. مرد گفت: این زن من است و صالحه است و عیبی ندارد، اما من او رادوست نمی دارم و می خواهم از او جدایی اختیار کنم. فرمود: به همه حال سبب این کراهت را بگو چیست؟ و گفت: رویش کهنه و بی طراوت شده است، بی آن که پیر شده باشد حضرت عیسی علیه السلام به آن زن فرمود: می خواهی که آب رویت برگردد و تازه شود؟ گفت: بلی. فرمود: طعام که می خوری سیر مخور، زیرا که طعام زیاد که در معده به جوش آمد آبرو را می بَرَد. آن زن چنین کرد. پس به حال طراوت برگشت و محبوب شوهر شد.

از امام موسی کاظم علیه السلام منقول است: اگر مردم میانه رو باشند در طعام خوردن، همیشه بدن ایشان صحیح باشد.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: پنج خصلت است که مورث برص و پیسی است: نوره کشیدن در روز جمعه و چهارشنبه، و وضو و غسل کردن به آبی که در آفتاب گرم شده باشد، و در حالت جنابت چیزی خوردن، و در حال حیض با زن جماع کردن، و در وقت سیری چیزی خوردن.

از امام جعفر صادق علیه السلام منقول است: آدمی را ناچار است از طعامی که به آن قوت بیابد و هرگاه طعامی خورد باید که یک حصه شکم را برای طعام قرار دهد و یک حصه را برای آب و یک حصه را برای نفس و سعی مکنید در فربه کردن خود، چنانچه حیوانات را برای کشتن فربه می کنند.

و فرمود: هرگاه شکم سیر شد باعث طغیان و فساد می شود.

و فرمود: هر درد و بیماری از بسیار خوردن به هم می رسد به غیر از تب که آن به ناگاه می رسد.

در حدیث دیگر منقول است که حضرت عیسی علیه السلام فرمود: ای بنی اسرائیل! تا گرسنه نشوید چیزی مخورید و هرگاه گرسنه شوید بخورید و سیر مخورید، زیرا که چون سیر شدید گردن های شما گُنده می شود و پهلوهای شما فربه می شود و پروردگار خود را فراموش می کنید.

از امام جعفر صادق علیه السلام منقول است: کفران نعمت الهی است این که کسی گوید: فلان طعام را خوردم مرا آزار کرد.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: روزی شیر و عسل نزد آن جناب آوردند، اندکی تناول نمودند و برزمین گذاشتند. گفتند: یا رسول اللَّه! حرام می کنی خوردن این را؟ فرمود: نه، اما تواضع و شکستگی می کنم برای خدا.

و پالوده بسیار طیّب و خوشبویی به نزد امیر المؤمنین علیه السلام آوردند، انگشتی به آن فرو بردند و به دهان گذاشتند و فرمودند: حرام نیست اما نمی خواهم خود را عادت دهم به چیزی که عادت نکرده ام.

در حدیث دیگر است که فرمود: چیزی که حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم نخورده است، نمی خواهم بخورم.

در حدیث دیگر از آن حضرت منقول است: همیشه این امت باخیر و نعمت باشند، مادام که جامه عجمان را نپوشند و طعام های عجمان را نخورند، پس چون چنین کنند خدا ایشان را خوار و ذلیل کند.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: نیکو نان خورشی است سرکه، و همین بس است در اسراف که نعمتی را په نزد او بیاورند، دشمن دارد و نخواهد.

 

برگرفته از کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی ره

خواندن 359 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.