قسمت سوم -نماز جماعت

و فرمود: هرکه به سوی مسجد برود برای نماز جماعت، به هر گامی که بردارد هفتاد هزار حسنه برای او نوشته شود و هفتاد هزار درجه برای او بلند شود و اگر مرگ او در این حال برسد، حق تعالی هفتاد هزار ملک به او موکل گرداند که در قبر، او را عیادت کنند و مونس او باشند در تنهایی و از برای او طلب آمرزش کنند تا مبعوث شود.

و فرمود: هرکه اذان بگوید از برای خدا، حق تعالی به او ثواب چهل هزار شهید و چهل هزار صدیق کرامت فرماید و به شفاعت او چهل هزار گناه کار داخل بهشت شوند و به درستی که چون مؤذن «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلَّا اللَّه» می گوید برای او هفتاد هزار ملک صلوات می فرستند و از برای او استغفار می گویند و در روز قیامت در سایه عرش الهی باشد تا حق تعالی از حساب خلایق فارغ شود، و ثواب گفتن او «اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ» چهل هزار ملک باشد. و اگر در نماز جماعت محافظت نماید بر صف اوّل و تکبیر اوّل، و آزار مسلمانی نکند، حق تعالی مثل ثواب مؤذنان در دنیاو آخرت او را کرامت فرماید.

و فرمود: هیچ پدی را حفیر مشمارید هر چند در نظر شما کوچک نماید، به درستی که گناه کبیره نمی ماند با استغفار، و گناه صغیره نمی باشد با اصرار، بلکه چون بر گناه صغیره اصرار کردی و توبه نکردی، کبیره می شود.

در حدیث دیگر منقول است: نهی فرمود از کشتن مارهایی که در خانه ها می باشد. و نهی فرمود از آن کسی که گوش دهد به سخن جماعتی که نخواهند که او سخن ایشان را بشنود، اگر چنین کند در قیامت در گوشش سرب خواهند ریخت.

و نهی فرمود از خندیدن در قبرستان ها.

در حدیث معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است: سه کسند که حق تعالی در قیامت نظر رحمت به سوی ایشان نمی افکند و اعمال ایشان را قبول نمی فرماید و به عذاب دردناک ایشان را معذب می گرداند: مردی که دویت باشد و کسی که فحش گوید و از شنود پروا نکند و کسی که چیزی داشته باشد و از مردم سؤال کند.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: بهشت حرام است بر هر فحش گوینده کم حیایی که پروا نکند از آنچه خود گوید و از آنچه به او گویند، چنین کسی را اگر تفتیش کنی از احوال او، یا ولد الزناست یا شیطان در نطفه او شریک شده است.

در حدیث معتبر دیگر فرمود: بوی بهشت از پانصد ساله راه می رسد و عاق پدر و مادر و دیوث آن را نمی شنوند. پرسیدند که دیوث کیست؟ فرمود: کسی که زنش زنا کند و او داند و تغافل کند.

و در حدیث معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است: زنانی که با یکدیگر مساحقه می کنند، در قیامت ایشان را می آویزند و جامه هایی از آثش و مقنعه هایی از آتش و زیر جامه هایی از آتش برایشان می بوشانند و عمودی از آتش در شکم ایشان می کنند و در جهنّم می اندازند ایشان را. اوّل کسی که این عمل کرد قوم لوط بودند.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: کافرند به خدای عظیم، ده کس از امت من: کشنده مردم به ناحق و جادوگر و دویت و کسی که در دُبر زن به حرام جماع کند و کسی که با حیوانی جماع کند و کسی که با محرمان خود مانند مادر و خواهر جماع کند و کسی که سعی بر فتنه و فساد کند و کسی که حربه به کافران بفروشد و کسی که زکوه مال خود را ندهد و کسی که توانایی رفتن حج داشته باشد و بر او واجب باشد و نرود.

از امام موسی کاظم علیه السلام منقول است: هرکه مست شود از شراب و بعد از آن تا چهل روز بمیرد، نزد خدا مانند بت پرست باشد.

در حدیث دیگر منقول است: هرکه در خانه او طنبور یا عود یا چیز دیگر از آلت های ساز یا نرد یا شطرنج، چهل روز بماند مستوجب غضب الهی گردد و اگر در این چهل روز بمیرد فاجر و فاسق مرده باشد و جای او در جهنّم باشد.

از امیر المؤمنین علیه السلام منقول است: کبوتر در خوانندگی که می کند نفرین می کند بر آن ها که سازها می زنند و کنیزان خواننده نگاه می دارند و عود و نی می نوازند.

در حدیث معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است: هرکه چهل روز در خانه او طنبور بنوازند، حق تعالی بر او مسلط گرداند شیطانی را که او را «ققندر» می گویند،پس هیچ عضوی از اعضای او نماند مگر آن که شیطان بر آن بنشیند، پس چون چنین شود حیا از او برطرف شود و پروا نکند از آنچه گوید یا شنود و غیرت از او زایل شود تا آن که اگر داند که با زنانش زنا می کنند غیرت نورزد.

از حضرت صادق علیه السلام پرسیدند از تفسیر این آیه کریمه، «فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْاَوْثانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ» [حج / آیه 30]، که ترجمه لفظش این است که اجتناب کنید از نجس و بد که آن هابت هاست و اجتناب کنید از گفتار باطل. فرمود: آن بت ها شطرنج است، و گفتار باطل، غنا و خوانندگی است و نرد بدتر از شطرنج است. و اما شطرنج پس نگاه داشتن آن کفر است و بازی کردن با آن شرک و یاد دادنش به کسی، گناه کبیره هلاک کننده است، و سلام کردن بر کسی که بازی کند گناه است و کسی که دست در میان آن گرداند چنان است که دست در میان گوشت خوک گرداند و کسی که نظر به سوی آن کند چنان است که به فرج مادر خود نظر کند و کسی که نرد بازی کند به قمار، مثل کسی است که گوشت خوک خورده و کسی که به قمار و گروبندی بازی کند، چنان است که دست در میان گوشت و خون خوک گذاشته باشد. و جایز نیست انگشتر بازی و تخته ای که بر رویش ریگ ها می چینند و بازی می کنند و این ها و امثال این ها تمام قمار است حتی بازی کردن اطفال به گردکان، و زنهار که سنج مزن، که شیطان با تو می دود و ملائکه از تو دوری می کند.

از امام رضاعلیه السلام منقول است: هرکه با پسری لواط کند حدّش آن است که یا او رابه آتش بسوزانند، یا دیواری بر سرش خراب کنند، یا شمشیری بر آن بزنند که کشته شود و خواهر و مادر آن پسر بر آن مرد حرام می شوند و در قیامت او را به حلق بکشند در کنار جهنّم، تا حق تعالی از حساب خلایق فارغ شود، پس او را در آتش اندازند، پس در هر طبقه ای از طبقات جهنّم او را عذاب کنند تا به آخر طبقات جهنّم برسد. و لواط بدتر از زناست زیرا که حق تعالی امتی را به زنا هلاک نکرد و به لواط، شهری چند را هلاک کرد.

از امیر المؤمنین علیه السلام منقول است: لواط آن است که در غیر دبر با پسر عمل بکند اما اگر در دبر فرو برد پس آن کفر است به خدا.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: هرکه مُصرّ باشد بر وطی دبر پسران، نمیرد تا آن که مبتلا شود به آن که مردم را تکلیف کند که با او این عمل قبیح بکنند.

از امام محمّد باقرعلیه السلام منقول است: حق تعالی می فرماید که به عزت و جلال خود سوگند می خورم که بر استبرق و حریر بهشت ننشیند کسی که در دبر او وطی کنند.

در حدیث موثّق منقول است: شخصی به خدمت امام جعفر صادق علیه السلام آمد و گفت: مرا موعظه بگو. فرمود: اگر حق تعالی متکفل روزی مردم شده است پس غم خوردن تو برای چیست؟ و اگر روزی از جانب خدا قسمت شده است پس حرص از برای چیست؟ و اگر حساب قیامت حق است پس جمع کردن مال از برای چیست؟ و اگر آنچه در راه خدا می دهی خدا عوض می دهد پس بخل ورزیدن برای چیست؟ و اگر عقوبت خدا به آتش جهنّم است پس نافرمانی خدا برای چیست؟ و اگر مرگ حق است پس شادی برای چیست؟ و اگر همه چیز برخدا عرضه می شود پس مکر برای چیست؟ و اگر شیطان دشمن توست پس غافل شدن از آن برای چیست؟ و اگر همه کس را برصراط می باید گذشت پس عُجب و خودستایی برای چیست؟ پس اگر همه چیز به قضا و قدر الهی است پس اندوه برای چیست؟ و اگر دنیا فانی است پس دل به دنیا بستن برای چیست؟

در حدیث معتبر از حضرت رسالت پناه صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: عابدترین مردم کسی است که آنچه خدا بر او واجب کرده است به جا آورد.

و سخی ترین مردم کسی است که زکوه مال خود را بدهد.

و زاهدترین مردم کسی است که آنچه خدا حرام کرده است ترک نماید.

و پرهیزکارترین مردم کسی است که در همه جا حق بگوید، خواه برای او نفع داشته باشد و خواه ضرر داشته باشد.

و عادل ترین مردم کسی است که از برای مردم بپسندد آنچه از برای خود می پسندد و از برای مردم نخواهد آنچه از برای خود نمی خواهد.

و زیرک ترین مردم کسی است که یاد مرگ بیشتر کند.

و محسودترین مردم کسی است که به زیر خاک رفته باشد و از عقاب الهی ایمن شده باشد و امید ثواب خدا داشته باشد.

و غافل ترین مردم کسی است که از گردیدن های دنیا از حالی به حالی پند نگیرد.

و صاحب قدرترین مردم کسی است که دنیا را نزد او قدری نباشد.

و داناترین مردم کسی است که علم مردم را با علم خود جمع کند.

و شجاع ترین مردم کسی است که بر خواهش های نفس خود غالب شود.

و کران بهاترین مردم کسی است که عملش فراوان تر باشد.

و کم بهاترین مردم کسی است که عملش کمتر باشد.

و کم لذّت ترین مردم کسی است که رشک بر مردم برد.

و کم راحت ترین مردم کسی است که بخیل است.

و بخیل ترین مردم کسی است که بخل ورزد در چیزی که خدا بر او واجب گردانیده است.

و اولای مردم به حق کسی است که عمل به حق بیشتر کند.

و بی حرمت ترینِ مردم، فاسق است.

و فاسق ترین مردم، پادشاه است.

و کم دوست ترین مردم، پادشاه است.

و فقیرترین مردم، صاحب طمع است.

و بی نیازترین مردم کسی است که اسیر حرص نباشد.

و کسی که ایمانش بهتر است خلقش نیکوتر باشد.

و گرامی‌ترین ایشان پرهیزکارترین ایشان است.

و کسی قدرش عظیم تر است که به چیزهایی که فایده ای به او نداشته باشد، متعرض نشود.

و پرهیزکارترین مردم کسی است که مجادله و منازعه نکند، هرچند حق با او باشد.

و بی مروت ترین مردم دروغگو است.

و شقی ترین مردم پادشاهانند.

و دشمن ترین مردم نزد خدا و خلق خدا متکبرانند.

و داناترین مردم کسی است که از جاهلان بگریزد.

و سعادتمندترین مردم کسی است که با نیکان خلطه نماید.

و عاقل ترین مردم کسی است که با مردم مدارا بیشتر کند.

و سزاوارترین مردم به تهمت کسی است که با اهل تهمت همنشینی کند.

و طاغی ترین مردم کسی است که بکشد کسی را که قصد کشتن او ندارد و بزند کسی را که او را نزند.

و سزاوارترین مردم به عفو کردن کسی است که قدرت بر عقوبت بیشتر داشته باشد.

و سزاوارترین مردم به گناه کاری کسی است که در حضور مردم سفاهت کند و در غایبانه غیبت کند.

و ذلیل ترین مردم کسی است که مردم را خوار کند.

و دوراندیش ترین مردم کسی است که خشم خود را بیشتر فرو خورد.

و شایسته ترین مردم کسی است که برای مردم شایسته تر باشد.

و بهترین مردم کسی است که مردم از او منتفع شوند.

 

برگرفته از کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی ره

خواندن 237 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.