فصل هشتم:در بیان مجمل احوال و اقسام حیوانات

در احادیث معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است: هیچ مرغی و حیوانی در دریا و صحرا شکار کرده نمی شود مگر آن که آن تسبیحی که دارند ضایع می کنند.

در حدیث دیگر فرمود: جمیع وحشیان و مرغان و درندگان با یکدیگر مخلوط بودند تا آن که فرزند آدم برادرش را کشت، پس از یکدیگر نفرت کردند و گریختند و هر حیوانی به شکل خود میل کرد.

در حدیث دیگر منقول است: حضرت یعقوب علیه السلام به فرزند خود گفت: زنا مکن، که مرغی که زنا می کند پرهایش می ریزد.

از امام حسین علیه السلام منقول است: چون کرکس فریاد می کند، می گوید که ای فرزند آدم! هر روشی که زندگانی کنی، آخرش مرگ است و باز که صدا می کند، می گوید: ای دانای پنهان ها؛ و ای دفع کننده بلاها! و طاووس می گوید: بر خودم ظلم کردم و مغرور به زینت خود شدم، پس بیامرز مرا.

دُرّاج می گوید: «اَلرَّحْمنُ عَلَی الْعَرشِ اسْتَوی [طه/آیه5]. و خروس می گوید: هرکه خدا را شناخت، یاد او را فراموش نمی کند. و مرغ خانگی می گوید: توکل کن بر خدا تا تو را روزی دهد. و عقاب می گوید: هرکه اطاعت خدا کند بدبخت نمی شود. و شاهین می گوید: «سُبْحانَ اللَّهِ حَقّاً حَقّاً». و جغد می گوید: در دوری از مردم انس بیشتر است. و کلاغ می گوید: روزی دهنده! بفرست روزی حلال. و کلنگ (دُرنا) می گوید: خداوندا! نگاه دار مرا از شر دشمن.

و لک لک می گوید: هرکه از مردم تنها باشد، از آزار ایشان نجات یافت. و اردک می گوید: آمرزش تو را می خواهم ای خداوند! و هدهد می گوید: چه بسیار شقی است کسی که معصیت خدا کند. و قمری می گوید: ای دانای پنهان و راز؛ ای خدا! و دبسی که شبیه به قُمری است و سرخ رنگ است، می گوید: تویی خداوند، خداوندی به غیر از تو نیست ای خدا! و گنجشک می گوید: طلب آمرزش می کنم از خدا، از هر چیز که خدا را به خشم آورد. و بلبل می گوید: «لا اِله اِلّا اللَّهُ حَفّاًحَقّاً». و کبک می گوید: نزدیک است حق نزدیک است. و سمانا می گوید: ای فرزند آدم! چه غافلی از مرگ.

و فاخته می گوید: «یا واحِدُ وَیا اَحَدُ یا فَرْدُ وَیا صَمَدُ». و سبزه قبا می گوید: مولای من! آزاد کن مرا از آتش جهنّم. و هوجه می گوید: مولای من! قبول کن توبه جمیع گناهکاران را. و کبوتر خانگی می گوید: که معبودی به غیر از خدا نیست و پرستک سوره حمد می خواند و می گوید: ای قبول کننده توبه توبه کاران؛ ای خداوند! تراست حمد. و بره می گوید: مرگ بس است برای پند گرفتن. و بزغاله می گوید: مرگ زود به من رسید و گناهم سنگین و بسیار شد. و شیر می گوید: در امر بندگی خدا، بسیار اهتمام می باید کرد. و گاو می گوید: دست از گناه بدار، که تو در پیش خداوندی هستی که او را نمی بینی و او همه را می بیند و او خداوند عالمیان است. و فیل می گوید: برای دفع مرگ، قوت، چاره و سودی نمی دهد.

و یوز می گوید: «یا عَزیزُ یا جَبّارُ یا مُتَکّبِرُ یا اللَّهُ». و شتر می گوید: منزّه است پروردگار که ذلیل کننده جباران است. و تنزیه می کنم او را. و اسب می گوید: منزه است پروردگار ما، منزه است او. و گرگ می گوید: چیزی را که خدا حفظ کند هرگز ضایع نمی شود. و شغال می گوید: عذاب و ویل برای گناهکاری است که بر گناه خود مُصِرّ باشد. و سگ می گوید: بس است معصیت های خدا برای خواری. و خرگوش می گوید: هلاک مکن مرا ای خدا! تراست حمد. و روباه می گوید: دنیا خانه فریب است. و آهو می گوید: نجات ده مرا از آزار کردن. و کرگدن می گوید: به فریادم برس اگر نه هلاک می شوم.

و بلنگ می گوید: منزّه است پروردگاری که بسیار عزیز است، به محض قدرت خود تنزیه می کنم او را. و مار می گوید: چه بسیار بدبخت است، کسی که تو را نافرمانی کند،ای خداوند بخشنده! و عقرب می گوید: بدی، چیز موحشی است. پس حضرت فرمود: هیچ خلقی نیست مگر آن که آن را تسبیحی هست، چنانچه خدا فرموده است: «وَاِنْ مِنْ شَیْئیٍ اِلّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ» [اسراء / آیه 44]. یعنی هیچ چیز نیست مگر آن که خدا را تسبیح می گوید و به حمد و ثنای او متلبس است و لیکن شما نمی فهمید تسبیح ایشان را.

از امام موسی کاظم علیه السلام منقول است: حیواناتی که مسخ شده اند دوازده صنفند؛ اما فیل، پس آن پادشاهی بود که زنا و لواطه می کرد. و خرس، اعرابی، بادیه نشینی بود که دویتی می کرد. و خرگوش، زنی بود که به شوهر خود خیانت می کرد و غسل حیض و جنابت نمی کرد. و شب پره، خرمای مردم را می دزدید و سهیل مردی بود که در یمن عشاری می کرد. و زهره، زنی بود که مردم می گویند که هاروت و ماروت از او فریب خوردند.

و میمون و خوک، جماعتی بودند از بنی اسرائیل که در روز شنبه شکار کردند. و اما سوسمار و چلپاسه، گروهی بودند از بنی اسرائیل که در زمان حضرت عیسی علیه السلام چون مائده از آسمان نازل شد، ایمان نیاوردند و مسخ شدند، پس یک گروه ایشان به دریا رفتند و دیگری به صحرا. و اما عقرب، مرد سخن چینی بود. و اما زنبور، قصابی بود که از ترازو دزدی می کرد.

در روایت دیگر منقول است: خرس، مردی بود که مردم بااو عمل قبیح می کردند. و سوسمار، اعرابی ای بود که مال حاجیان را می دزدید. و عنکبوت، زنی بود که از برای شوهر خود سحر می کرد. و دعموص، مرد سخن چینی بود که در میان دوستان جدایی می انداخت. و مارماهی دویت بود، و شب پره، خرما از سر درخت می دزدید. و میمون، یهودانند که ماهی در شنبه شکار کردند. و خوک، جماعتی اند که ایمان به مائده آسمان نیاوردند.

از امام رضاعلیه السلام منقول است: موش، گروهی از یهود بودند که خدا برایشان غضب کرد. و پشه شخصی بود که استهزا به پیغمبران می کرد. و شپش، از حسد مسخ شد. و روزی پیغمبری از پیغمبران بنی اسرائیل نماز می کرد و یکی از بی خردان بنی اسرائیل آمد در برابر او استهزا به او می کرد، به صورت شپش مسخ شد. و چلپاسه، جماعتی از بنی اسرائیل بودند که فرزندان پیغمبران را دشنام می دادند و با ایشان دشمنی می کردند.

در حدیث دیگر منقول است: خارپشت، مرد کج خلقی بود.

در بعضی روایات وارد شده است که زهره و سهیل که مسخ شده اند، این دو ستاره نیستند، بلکه دو جانور در دریای محیط، و در روایت معتبر وارد شده است که هر یک از بنی امیه که می میرند، به صورت چلپاسه مسخ می شوند و فرمود: هرگاه چلپاسه را می کشی غسل بکن.

در روایت معتبر منقول است: آن ها که مسخ شده اند، زیاده از سه روز نماندند و مردند، و حق تعالی به صورت آن ها حیوانی چند خلق کرد و گوشت آن ها را حرام کرد، تا دیگران عبرت بگیرند

از دیدن این ها و مثل اعمال آن ها نکنند.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: حق تعالی هفت صد امت را مسخ کرد برای آن که بعد از پیغمبران اطاعت اوصیای ایشان نکردند، پس چهارصد صنف ایشان به صحرا رفتند و سی صد صنف ایشان به دریا رفتند.

 

برگرفته از کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی ره

خواندن 92 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.