فصل چهارم:ادعیه و آداب سواری

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: چون کسی بر چهارپایی سوار شود و "بسم اللَّه" بگوید، ملکی ردیف او می شود و او را نگاه می دارد تا فرود آید و اگر در وقت سوار شدن "بسم اللَّه" نگوید، شیطان ردیف او می شود و به او می گوید: خوانندگی بکن و اگر نتواند خوانندگی کرد، به او می گوید که آرزوهای باطل محال بکن، پس او پیوسته در آرزو است تا پایین آید. و فرمود: هرکه در وقت سواری بگوید: «بِسْمِ اللَّهِ لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلّا بِاللَّهِ، اَلحَمْدُ للَّهِ ِ الَّذِی هَدانا لِهذا وَما کُنّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلا اَنْ هَدانَا اللَّهُ، سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنا هذا وَما کُنّا لَهُ مُقْرِنِینَ» البته، محفوظ باشد خود و چهار پایش تا فرود آید.

از حضرت رسول صلیالله علیه وآله وسلم منقول است: هرکه سوار شود و آیه الکرسی بخواند، پس بگوید: «اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لا اِلهَ اِلّا هُو الحَیُّ القَیُّومُ وَاَتُوبُ اِلَیْهِ، اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی ذُنُوبِی فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلّا اَنْتَ»، حق تعالی به ملائکه خطاب فرماید: بنده من می داند که گناهان را غیر از من کسی نمی آمرزد، پس گواه باشید که گناهان او را آمرزیدم.

از امیرالمؤمنین علیه السلام منقول است: چون سوار شوید بر چهارپایان، خدا را یاد کنید و بگویید: «سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنا هذا وَما کُنّا لَهُ مُقْرِنِینَ وَاِنّا اِلی رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ» [زخرف/آیه 14 - 13].

از علی بن ربیعه منقول است: امیر المؤمنین علیه السلام چون پا در رکاب گذاشتند گفتند: «بِسْمِ اللَّهِ»، پس چون درست سوار شدند، این دعا را خواندند: «اَلحَمْدُ للَّهِ ِ الَّذِی کَرَّمَنا وَحَمَلَنا فِی البَرِّ وَرَزَقَنا مِنَ الطَّیِّباتِ، وَفَضَّلَنا عَلی کَتِیرٍ مِمَّنْ خَلَقَ تَفْضِیلاً، سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنا هذا وَما کُنّا لَهُ مُقْرِنِینَ»، پس سه مرتبه «سُبْحانَ اللَّهِ»، و سه مرتبه «اَلحَمْدُ للَّهِ ِ»، و سه مرتبه «اَللَّهُ اَکْبَرُ» فرمودند. پس این دعا خواندند: «رَبِّ اغْفِرْ لِی فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلّا اَنْتَ».

در روایت دیگر منقول است: چون حضرت صادق علیه السلام با در رکاب می گذاشتند، می فرمودند: «سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنا هذا وَما کُنّا لَهُ مُقْرِنِینَ»، و هفت مرتبه «اَلْحَمْدُ للَّهِ ِ»، و هفت مرتبه «لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ» می گفتند.

و در روایت دیگر منقول است: چون آن حضرت سوار شتر می شدند، این دعا می خواندند: «بِسْمِ اللَّهِ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلّا بِاللَّهِ سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنا هذا وَما کُنّا لَهُ مُقْرِنِینَ وَاِنّا اِلی رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ».

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: بر کوهان هر شتری شیطانی هست، چون سوار آن شوید چنانچه خدا فرموده است بگویید: «سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنا هذا وَما کُنّا لَهُ مُقْرِنِینَ».

در حدیث معتبر منقول است: چون چهار بای حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم به سر در می آمد یا پایش می لغزید، این دعا می خواندند: «اَللَّهُمَّ اِنِّی اَعُوذُ بِکَ مِنْ زَوالِ نِعْمَتِکَ وَمِنْ تَحْوِیلِ عافِیَتِکَ وَمِنْ فُجْأَهِ نَقِمَتِکَ».

در حدیث دیگر منقول است: شخصی به خدمت حضرت صادق علیه السلام شکایت کرد که دابه من گهگیر است و در هنگام رفتار یک دفعه می ایستد. حضرت فرمود: این آیه در گوشش بخوان: «اَ وَلَمْ یَرَوْا اَنّا خَلَقْنا لَهُمْ مِمّا عَمِلَتْ اَیْدِینا اَنْعاماً فَهُمْ لَها مالِکُونَ وَذَلَّلْناها لَهُمْ فَمِنْها رَکُوبُهُم وَمِنْها یَأْکُلُونَ» [یس / آیه 72 - 71].

در حدیث حسن از حضرت صادق علیه السلام منقول است: لازم است که سواره با خبر کند پیادگان را که به ایشان آزار نرساند چهار پای او. فرمود: روزی امیر المؤمنین علیه السلام سوار شدند، جمعی پیاده با حضرت روان شدند. فرمود: آیا کاری دارید؟ گفتند: نه، ولیکن می خواهیم که در رکاب تو راه رویم. فرمود: برگردید، که راه رفتن پیاده با سواره باعث غرور و فساد سواره و موجب مذلت و خواری پیاده است.

در حدیث دیگراز عبد اللَّه بن عطا منقول است که گفت: روزی به خدمت امام محمّد باقرعلیه السلام رفتم فرمود: دو چهار پا برای ما زین کن. رفتم الاغی و استری را زین کردم، استر را پیش بردم که آن حضرت سوار شوند، فرمود: الاغ را پیش بیاور، که بهترین چهار پایان نزد من الاغ است و استر را خود سوار شو. پس الاغ را آوردم و رکاب را گرفتم، چون سوار شدند، گفتند: «اَلحَمْدُ للَّهِ ِ الَّذِی هَدانا لِلاِسْلامِ وَعَلَّمَنا القُرآنَ وَمَنَّ عَلَیْنا بِمُحَمَّدٍصلی الله علیه وآله وسلم وَالحَمْدُ للَّهِ ِ الَّذِی سَخَّرلَنا هذا وَما کُنّا لَهُ مُقْرِنینَ وَاِنّا اِلی رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ وَالحَمْدُ للَّهِ ِ رَبِّ العالَمِینَ» پس روانه شدند و در اثنای راه دیدم که الاغ، شوخی در رفتار می کرد، حضرت خود را به پیش زین چسبانید.

عرض کردم: یابن رسول اللَّه! مگر شما را آزاری هست؟ فرمود: نه، رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم الاغی داشت که آن را عفیر می نامیدند و چون سوار آن می شدند از شادی آن که آن حضرت بر آن سوار شده است، شوخی در رفتار می کرد، که دوش های مبارک آن حضرت را به حرکت می آورد و آن حضرت خود را به پیش زین می چسبانیدند و می فرمودند: «اَلّلهُمّ لَیْسَ مِنِّی وَلکِنْ ذا مِنْ عَفیرِ؛ خداوندا! این از من نیست، ولیکن این خیلا و تبختر از عفیر است. من نیز چنین کردم».

ای عزیزان! تفکر کنید که آن بزرگواران از خیلا و نخوت رفتار الاغ اندیشه داشته اند و به درگاه خدا عذر می طلبیده اند، پس آنان که بر اسب های تازی نژاد خوش رفتار به آن نخوت و غنج و دلال سوار می شوند و بر آسمان و زمین، به رفتار خود منّت می نهند و غیر خود، کسی را موجود نمی شمارند، چگونه عذر خواهند خواست؟

در حدیت معتبر از حضرت صادف علیه السلام منقول است: آیا شرم نمی کنید شما بر روی چهار پای خود خوانندگی می کنید و آن در زیر شما تسبیح پروردگار خود می گوید؟

امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: چهار پای من هرگز به سر در نیامد، زیرا که هرگز من بر روی زراعت کسی آن را نراندم و کشت زار کسی را پامال نکردم.

 

برگرفته از کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی ره

خواندن 206 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.