فصل پنجم:مجالسی که داخل شدن در آنجا رواست و جماعتی که همنشینی و مصاحبت آن ها سزاوار است

از امام محمّد باقرعلیه السلام منقول است: متابعت کن کسی را که تو را می گریاند و خیر خواه تو است و متابعت مکن کسی را که تو را می خنداند و در مقام فریب دادن تو است.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: نظر کنید که با که سخن می گویید و مصاحبت می کنید که هرکه هست در وقت مرگ، مصاحبانش را به او می نمایند، اگر حالشان نیک است از مصاحبت ایشان شاد می شود و اگر حالشان بد است غمگین می شود. و حضرت صادق علیه السلام فرمود: بهترین برادران من نزد من کسی است که عیب های مرا به من بگوید. و فرمود: بر تو باد به مصاحبان کهنه و حذر کن از مصاحبت مصاحبان تازه، که ایشان را عهدی و امانتی و وفایی نیست و بر حذر باش از همه کس هر چند اعتماد بسیار داشته باشی.

امیر المؤمنین علیه السلام در وقت وفات وصیت فرمود: زینهار که اجتناب کن از جاهایی که محل تهمتند و از مجلسی که گمان بد به تو ببرند که همنشین بد فریب می دهد مصاحب خود را.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: سزاوارترین مردم به تهمت کسی است که با اهل تهمت همنشین باشد.

از امیر المؤمنین علیه السلام منقول است: هرکه خود را در محل تهمت درآورد، ملامت نکند کسی را که گمان بد به او می برد.

از امام موسی علیه السلام منقول است: به پرهیزید از مواضع شک و تهمت و باید که کسی با مادر خود در میان راه نایستد زیرا که همه کس نمی داند که مادر او است.

در حدیث معتبر منقول است که حضرت عیسی علیه السلام فرمود: مصاحب بد، اخلاقش سرایت می کند به این کس و همنشین بد این کس را هلاک می کند، پس نظر کن با که همنشینی می کنی.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: دوستی نیکان با نیکان ثوابی است برای نیکان، و دوستی بدان با نیکان فضیلتی است برای نیکان، و دشمنی بدان با نیکان زینتی است برای نیکان، و دشمنی نیکان با بدان خواری است برای بدان.

از امام زین العابدین علیه السلام منقول است: با پنج کس مصاحبت و همزبانی و رفاقت مکن؛ زینهار که با دروغگو مصاحبت مکن که او از بابت سراب است، به دروغ های خود تو را فریب می دهد و دور را برای تو نزدیک می نماید و نزدیک را در نظر تو دور می نماید. و زینهار که مصاحبت مکن با فاسق که او تو را به یک طعام خوردن نزد دیگران یا کمتر می فروشد. و با بخیل مصاحبت مکن که تو را به مال خود یاری نمی کند در هنگامی که نهایت احتیاج به هم رسانی. و با احمق مصاحبت مکن که او اگر خواهد به تو نفع برساند ضرر می رساند. و با کسی که قطع رحم کند مصاحبت مکن که حق تعالی در سه موضع در قرآن مجید او را لعنت کرده است.

حضرت صادق علیه السلام فرمود: سزاوار نیست مسلمان را که با فاجر و احمق و دروغگو برادری کند.

و حضرت رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: سه کسند که همنشینی ایشان دل را می میراند؛ نشستن با مردم دنی و سخن گفتن با زنان و نشستن با توانگران. و حضرت لقمان با پسر خود گفت که بسیار با آشنایان، نزدیک و چسبان مشو که باعث جدایی می شود و از ایشان دوری هم مکن که خوار می شوی. و نیکی با کسی بکن که خواهان آن باشد و چنانچه میان گرگ و میش دوستی نیست میان نیکوکار و بدکار دوستی نمی باشد. هرکه نزدیک غیر می رود البته به او می چسبد، همچنین هرکه با بدکردار مصاحبت می کند از بدی های او می آموزد و هرکه با مردم مجادله می کند دشنام می شنود و هرکه در مجالس بد داخل می شود تهمت زده می شود و هرکه با او همنشین بد می نشیند از بدی سالم نمی ماند و هرکه زبان خود را نگاه نمی دارد همیشه پشیمانی می برد.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: مصاحبت و همنشینی با اصحاب بدعت مکنید که نزد مردم مثل خواهید بود.

و حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آدمی بر دین دوست و مصاحب خود می باشد. و فرمود: زینهار که با احمق مصاحبت مکن، در هنگامی که از او راضی تری نزدیک تر است به آن که تو را برنجاند.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: حکیم ترین مردم کسی است که از صحبت جاهلان بگریزد.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: کسی که برادر مؤمنش را بر امری که مکروه او باشد ببیند و تواند که او را برگرداند از آن امر و بر نگرداند، خیانت کرده است در برادری او، و کسی که اجتناب نکند از مصاحبت احمق به زودی اخلاق او را برمی دارد.

امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: بدترین مصاحبان تو کسی است که معصیت خدا را در نظر تو زینت می دهد.

و فرمود: همنشینی با بدان مورث گمان بد بردن است در حق نیکان.

در حدیث صحیح از حضرت صادق علیه السلام منقول است: نظر کن هرکه نفع دینی به تو نمی بخشد مصاحبت او، اعتنا به شأن او مکن و در صحبت او رغبت مکن.

در حدیث دیگر فرمود: جهار چیز است که ضایع می شود؛ محبتی که با کسی داشته باشی که بی وفا باشد و نیکی با کسی بکنی که شکر تو نکند و علمی که به کسی بیاموزی که گوش ندهد و رازی که به کسی بسپاری که نگاهداری نکند.

از امام موسی کاظم علیه السلام منقول است: در مزبله ای با عالم صحبت کردن، بهتر است از صحبت کردن با جاهل بر فرش های نیکو.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: حواریان به حضرت عیسی علیه السلام گفتند: با که همنشینی کنیم؟ فرمود:با کسی که خدا را به یاد شما آورد دیدن او، در علم شما بیفزاید سخن گفتن او و شما را به سوی آخرت رغبت بفرماید کردار او.

در حدیث دیگر فرمود: با اهل دین نشستن شرف دنیا و آخرت است.

و امام محمّد باقرعلیه السلام فرمود: یک نشستن با کسی که اعتماد بر او داشته باشم نزد من بهتر است از عبادت یک سال.

در حدیث دیگر قرمود: با توانگران منشینید که بنده، اوّل که با ایشان می نشیند چنان می داند که خدا بر او نعمت بسیار داد، هنوز بر نخاسته است که چنان گمان می کند که خدا هیچ نعمت بر او نداد.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: چهار چیز است که دل را می میراند؛ گناه بعد از گناه کردن و با زنان بسیار سخن گقتن و با احمق مجادله کردن، که تو گویی و او گوید و به حق برنگردد، و همنشینی با مردگان کردن. گفتند: یا رسول اللَّه! مردگان کیستند؟ فرمود: هر توانگری که خدا را فراموش کرده باشد.

از حضرت زین العابدین علیه السلام منقول است: به فرزندان خود می فرمود: با اهل دین و معرفت همنشینی کنید و اگر به دست شما نیایند، تنهایی مونس تر و سالم تر است از مصاحبت غیر ایشان و اگر ناچار باشد از همنشینی مردم، پس با صاحبان مروت بنشیند که ایشان در مجالس خود فحش نمی گویند.

از امام موسی علیه السلام منقول است: سزاوار آن است که آدمی مصاحبان پدر خود را نگاه دارد که نیکی با ایشان مانند نیکی با پدر است.

در حدیث دیگر منقول است: حضرت لقمان با پسر خود فرمود: ای فرزند! به دیده بصیرت نظر کن در مجالس، اگر جماعتی را ببینی که یاد خدا می کنند، با ایشان بنشین زیرا که اگر تو عالمی، علم به تو نفع می دهد و از همنشینی ایشان علم تو زیاده می شود و اگر جاهلی، تو را علم می آموزند و شاید که خدا رحمتی بر ایشان بفرستد و تو را هم با ایشان فرو گیرد.

از امیر المؤمنین علیه السلام منقول است: بر تو باد به حاضر شدن در مچالسی که در آنجا یاد خدا کنند، و در حدیث دیگر فرمود: دانایان در زمان گذشته می گفتند که سزاوار آن است که تردّد کردن به خانه ها به یکی از ده وجه باشد؛ اوّل: رفتن به خانه خدا از برای ادای حج و عمره. دویم: در خانه پادشاهان دین که اطاعت ایشان به طاعت خدا متصل است و حق ایشان واجب است و نفعشان عظیم است و ضرر مخالفت ایشان سخت است. سیم: در خانه علما که از ایشان استفاده علوم دین و دنیا نمایند. چهارم: در خانه اهل جود و بخشش که مال خود را به امید ثواب آخرت می دهند. پنجم: در خانه بی خردانی که مردم در حوادث دهر به ایشان محتاج می شوند و در حاجت ها به ایشان پناه می برند. ششم: در خانه اشراف و بزرگان برای طلب عزت و احتیاج به ایشان. هفتم: درگاه جمعی که نزد ایشان امید منفعت دارند از جهت رأی مستقیم ایشان و تقویت عزم در امور و مشورت کردن به ایشان. هشتم: در خانه برادران مؤمن به سبب آن که مواصلت ایشان واجب و حق ایشان لازم است. نهم: در خانه دشمنانی که به مدارا کردن ساکن می شود ضررهای ایشان و به رفق و مدارا و دیدن، عداوت ایشان دفع می شود. دهم: در خانه جمعی که از دیدن ایشان آداب حسنه استفاده می توان کرد و انس به همزبانی ایشان می توان گرفت.

 

برگرفته از کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی ره

خواندن 112 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.