فصل دوازدهم:حقوق مردگان بر زندگان / قسمت اول

بدان که چون بر کسی آثار موت ظاهر شود اوّل کسی که باید به احوال او بپردازد، آن شخص خودش است که سفر ابدی و آخرت در پیش دارد و در خور آن سفر او را توشه ای می باید، پس اوّل چیزی که او را ضرور است اقرار به گناه و اعتراف به تقصیر و ندامت از کذشته ها و توبه کامل کردن است، تضرّع و زاری به جناب مقدس ایزدی کردن که از گناهان گذشته او درگذرد، احوال و اهوالی که در پیش دارد او را به خود و دیگران نگذارد، پس متوجه وصیت شود و حقوق خدا و خلق، آنجه در ذمه آن باشد ادا کند و به دیگران نگذارد، که بعد از مردن اختیار از دستش به در رود و به حسرت در اموال خود نگردد، شیاطین جن و انس وسوسه ها کنند، اوصیا و وارثان او را مانع شوند که ذمّه او را بری سازند و او را چاره نباشد. گوید که برگردانید مرا آن قدر که آنچه از اعمال شایسته خواهم در مال خود بکنم، از او نشنوند و حسرت و ندامت سود نبخشد. پس به قدر ثلث مال خود از برای خویشان و تصدقات و خیرات و آنچه مناسب حال خود داند وصیت کند، که زیاده از ثلث را اختیار ندارد، پس ابراء ذمه از برادران مؤمن خود بطلبد و هرکه را غیبت کرده باشد یا اهانتی یا آزاری به او رسانیده باشد اگر حاضر باشند از ایشان التماس کند که او را حلال کنند و اگر حاضر نباشند از برادران مؤمن التماس کند، که برای او ابراء ذمه بخواهند. پس امور اطفال و عیال خود را بعد از توکل بر جناب مقدس الهی به امینی بگذارد، وصی برای اولاد صغیر خود تعیین نماید، پس کفن خود را مهیا کند، از شهادتین و عقاید حق و اذکار و ادعیه و آیات آنچه در ترکیب مسطور مذکور است، و این رساله گنجایش ذکر آن ها را ندارد، به تربت امام حسین علیه السلام بفرماید که بنویسند و این در صورتی است که بیشتر غافل شده باشد و کفن را مهیا نکرده باشد و اگر نه مؤمن می باید که همیشه کفنش مهیا باشد و نزد او حاضر باشد، چنانچه از حضرت صادق علیه السلام منقول است: هرکه کفنش با او باشد در خانه اش، او را از غافلان ننویسند و گاه که نظر کند به آن کفن، ثواب یابد. و باید که بعد از آن دیگر در فکر زن و فرزند و مال نباشد، متوجه جناب مقدس ایزدی شود و به یاد او باشد، تفکر کند که این امور فانی به کار او نمی آید، به غیر لطف حق و رحمت پروردگار در دنیا و آخرت چیزی به فریاد او نمی رسد. بداند که چون توکل بر حق تعالی کند امور بازماندگان او به احسن وجوه صورت خواهد یافت، بداند که اگر خود باقی ماند به دون مشیت الهی نفعی به ایشان نمی تواند رسانید، ضرری از ایشان دفع نمی تواند کرد، آن خداوندی که ایشان را آفریده است از او به ایشان مهربان تر است و باید که در آن حال در مقام رجا و امید باشد و از رحمت الهی بسیار امیدوار باشد، از شفاعت رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم و حضرات ائمه معصومین علیهم السلام امید عظیم داشته باشد، منتظر قدوم شریف ایشان باشد، بداند که همگی در آن وقت حاضر می شوند، شیعیان خود را بشارت ها می دهند، ملک الموت را سفارش ها می کنند.

به سند معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است: هرکه در وقت مرگ وصیت نیکو نکند علامت نقصان عقل و مروت اوست. گفتند: یا بن رسول اللَّه! چگونه وصیت کند؟ و فرمود که چون نزدیک وفات او شود مردم نزد او جمع شوند پس بگوید: «اَللَّهُمَّ فاطِرَ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ عالِم الْغَیْبِ الشَّهادَهِ الرَّحْمنُ الرِّحیمُ اِنِّی اَعْهَدُ اِلَیْکَ اِنِّی اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلَّا اَنْتَ وَحْدَکَ لا شَریکَ لَکَ وَاَنَّ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَبْدُکَ وَرَسُولُکَ وَاَنَّ السّاعَهَ آتِیَهٌ لا رَیْبَ فیها وَاَنَّکَ تَبْعَثُ مَنْ فِی القُبُورِ وَاَنَّ الْحِسابَ حَقٌّ وَاَنَّ الْجَنَّهَ حَقٌّ وَما وَعَدَ اللَّهُ فیها مِنَ النَّعیمِ الْمَأْکَلِ وَالْمَشْرَبِ و النِّکاحِ حَقٌّ وَاَنَّ النّارَ حَقٌّ وَأنَّ الایْمانَ حَقُّ وَاَنَّ الدّینَ کَما وَصَفْتَ وَاَنَّ الاِسْلام کَما شَرَعْتَ واَنَّ الْقَوْمَ کما قُلْتَ وانَّ القُرآنَ کما اَنْزَلْتَ وَانّکَ اَنْتَ اللَّهُ الحَقُّ الْمُبِینُ واِنِّی اَعْهَدُ اِلَیْکَ فِی الدّارِ الدّنْیااِنِّی رَضِیتُ بِکَ رَبّاً وَبِالْاِسْلامِ دیناً وَبِمُحمَّدٍصلی الله علیه وآله وسلم نَبِیَّاً وَبِعَلِیٍّ اِماماً وَبِالقُرآنِ کِتاباً وَاَنَّ اَهْلَ بَیْتِ نَبِیِّکَ «علیه و علیهم السلام» اَئِمَّتی اَللَّهُمَّ اَنْتَ ثِقَتی عِنْدَ شِدَّتی وَرَجائِی عِنْدَ کُرْبَتِی وَعُدَّتِی عِنْدَ الاُمُورِ الَّتِی تَنْزِلُ بی وَاَنْتَ وَلیِّی فی نِعْمَتِی وَاِلهِی وَاِلهُ آبائِی صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَلا تَکِلْنِی اِلی نَفْسی طَرْفَهَ عَیْنٍ اَبَداً وَآنِسْ فی قَبْری وَحْشَتی وَاجْعَلْ لی عِنْدَکَ عَهْداً یَوْمَ اَلْقاکَ مَنْشوُراً» پس حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: این عهد و پیمان میّت است از روزی که می خواهد وصیت کند، و وصیت لازم و واجب است بر هر مسلمانی. پس حضرت صادق علیه السلام بعد از نقل این حدیث فرمود: تصدیق این سخن در سوره مریم هست که حق تعالی می فرماید: «لا یَمْلِکُونَ الشَّفاعَهَ اِلّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً» [مریم / آیه 87]. ، یعنی در قیامت مالک شفاعت نیستند، مگر کسی که گرفته باشد نزد پروردگار بخشنده، عهدی و این آن عهد است.

حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم به امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:این وصیت راتو یاد گیر و به یاد اهل بیت خود و شیعیان خود بده، چنانچه جبرئیل تعلیم من نمود. اگر صحیفه خود را پیشتر درست نکرده باشد جمعی از مؤمنان را حاضر کند، بر اعتفادات خود، ایشان را گواه بگیرد، به این نحوبگوید: «بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحیمِ اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَاَنَّ الْجَنَّهَ حَقٌّ وَاَنَّ السّاعَهَ آتِیَهٌ لا رَیْبَ فیها وَاَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی القُبُور»؛ پس بنویسد بر پارچه یا کاغذی،«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ شَهِدَ الشُّهُودُ الْمُسَمَّونَ فی هذَا الْکِتابِ اَنَّ اَخاهُمْ فِی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فُلانُ بن فُلانٍ» و نام خود را و پدر خود را بنویسد«أشْهَدُهُمْ وَاَسْتَوْدِعُهُمْ وَأقِرُّ عِنْدَهُمْ اَنَّهُ یَشْهَدُ أنْ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَاَنَّ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَاَنَّهُ مُقِرٌّ بِجَمیعِ الْاَنْبِیاءِ وَالرُّسُلِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ وَاَنَّ عَلِیّاً وَلِیُّ اللَّهِ وَاِمامَهُ وَاَنَّ الاَئِمَهَ مِنْ وُلْدِهِ الائمَهُ وَأنَّ اَوَّلَهُمُ الْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ وَعَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ وَمُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ وَجَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَمُوسی بْنُ جَعْفَرٍ وَعَلِیُّ بْنُ مُوسَی وَمُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ وَعلیُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ وَالْقائِمُ الْحُجَّهُ عَلَیْهِمُ السَّلامُ وَاَنَّ الْجَنَّهَ حَقُ وَالنّارَ حَقُّ وَالساعَهَ آتِیَهٌ لا رَیْبَ فیها وَاَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبورِ وَاَنَّ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِهِ رَسُولَهُ جاءَ بِالْحَقِّ وَاَنَّ عَلیّاً وَلِیُّ اللَّهِ وَالْخَلِیفَهُ مِنْ بَعْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِهِ وَاسْتَخْلَفَهُ فی اُمَّهٍ مُوَدّیاً لِاَمْرِ رَبِّهِ تَبارَکَ وَتَعالی وَاَنَّ فاطِمَهَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِهِ وابْنَیْها الْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ اَبْناءُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسِبْطاهُ وَاِمامَا الْهُدی وَقائِداً الرَّحْمَهِ وَاَنَّ عَلِیّاً وَمُحَمَّداً وَجَعْقَراً وَمُوسی وَعَلِیّاً وَمُحَمَّداً وَعَلِیّاً وَحَسَناً وَالْحُجَّهَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ ائمَهً وَقادَهً وَدُعاهً اِلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَحُجّهً عَلی عِبادِهِ»؛ پس بگوید به گواهان که نامشان در آن صحیفه نوشته خواهد شد: یا فلان یا فلان! و نامشان رابگوید: «اَثْبِتُوا اِلَیَّ هذِهِ الشَّهادَهَ عِنْدَکُمْ حَتّی تَلْقُونِی بِها عِنْد الْحَوضِ»؛ پس گواهان به او بگویند: یا فلان! «نَسْتَوْدِعُکَ اللَّهُ وَالشَّهادَهَ وَالاقْرارَ وَالاخاءَ وَمَوْعُودَهْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم وَنَقْرَاُ عَلَیْکَ السَّلامَ وَرَحْمَهُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ»؛ پس صحیفه را بپیچند، مهر کنند به مهر آن شخص و به مهر گواهان و از جانب راست میّت با جریده بگذارند.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است که بر سر شخصی از انصار در وقت جان کندن حاضر شدند، از او پرسیدند: خود را چون می یابی؟ گفت: امید از رحمت الهی دارم، از گناهان خود می ترسم. فرمود: این دو حالت در این وقت در دل کسی نمی باشد مگر آن که خدا امیدش را می دهد، از آنچه می ترسد او را ایمن می گرداند.

در حدیث دیگر منقول است: حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم حاضر شدند نزد شخصی که در حالت احتضار بود و فرمود که، بگو: «اَللَّهُمَّ اغْفِرلِیَ الْکَثیرَ مِنْ مَعْصِیَتِکَ وَاقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ مِنْ طاعَتِکَ».

و اما آنچه متعلق به خویشان و برادران مؤمن است؛ باید که او را در چنین حالی تنها نگذارند و نزد او قرآن و دعا بخوانند، اعتقاد به وحدانیت خدا و رسالت حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم و امامت ائمه معصومین علیهم السلام و سایر اعتقادات حق را از بهشت و دوزخ و صفات کمالیه الهیه و تنزیه خدا، مکرر بگویند، که او بگوید و اگر نتواند گفت بر او بخوانند، دعای عدیله رابر او بخوانند، معنی اش را اگر عربی نداند بر او القا کنند، و پایش را به سوی قبله کنند، و در آن وقت، حایض و جنب نزد او نیایند که ملائکه از ایشان نفرت می کنند، اگر کسی دیگر حاضر نباشد برای اضطرار نزد او باشند و جون نزدیک شود که جانش بیرون رود، آن ها بیرون روند.

در احادیث معتبر وارد شده است: اگر جان کندن بر او دشوار شود او را ببرند به آن جایی که همیشه نماز می کرده است، یا روی جانمازی که بر آن نماز می کرده است، او را بخوابانند که اگر امید شفا هست شفا می یابد و اگر نه جانش به آسانی بیرون می آید.

در حدیث معتبر منقول است: حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم داخل شدند بر شخصی از فرزندان عبدالمطلب و او در حال احتضار بود. فرمود: پای او را به سوی قبله کنید، تا ملائکه به او رو آورند، و رحمت الهی متوجه او گردد.

از امام رضاعلیه السلام منقول است: زینهار که در حال احتضار دست بر او مگذارید، اگر دست و پا زند مانعش نشوید، چنانچه جاهلان می کنند، و نزد او قرآن بخوانید، یاد خدا بکنید و صلوات بر رسول و آل او بفرستید.

در حدیث دیگر منقول است: فرزندی از امام جعفر صادق علیه السلام در احتضار بود، امام محمّد باقرعلیه السلام در کنار خانه او نشسته بودند و هرگاه کسی نزد او می رفت منع می کردند، می فرمود: دست بر او مگذارید که او در این حالت در نهایت ناتوانی است، و هرکه دست براو می گذارد چنان است که او را کشته است.

در حدیت معتبر از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: تلقین کنید مردگان خود را که «لا اِلهَ اِلَّا اللَّه» بگویند که هرکه آخر سخنش «لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ» باشد، داخل بهشت شود.

در حدیث دیگر فرمود: «لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ» تلقین ایشان بکنید که گناهان را درهم می شکند.

و در حدیث صحیح از امام محمّد باقرعلیه السلام منقول است: هرگاه کسی را در وقت جان کندن بیابید، این کلمات فرج را تلقین کنید که او بگوید: «لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ الْحَلیمُ الْکَریمُ، لا اِلهَ اللَّهُ الْعَلیُّ الْعَظیمُ، سُبْحانَ اللَّهَ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَرَبِّ الاَرَضینِ السَّبْعِ وَما فیهِنَّ وَما بَیْنَهُنَّ وَرَبِّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ وَالْحَمْدُ للَّهِ ِ رَبِّ الْعالَمِینَ».

در حدیث دیگر منقول است: هرکه از اهل خانه امیر المؤمنین علیه السلام محتضر می شد، حضرت کلمات فرج را تلقین ایشان می فرمود، که بخوانند، چون ایشان می خواندند می فرمود:برو که دیگر بر تو باکی نیست.

در حدیث حسن دیگر منقول است: حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم به نزد شخصی از بنی هاشم در حال جان کندن حاضر شدند و فرمود: این کلمات را بخوان؛ یعنی کلمات فرج را، چون خواند، گفتند: الحمدللَّه که خدا او را از آتش جهنّم نجات داد.

در حدیث معتبر دیگر از حضرت صادق علیه السلام منقول است: هیچ کس نیست مگر آن که شیطان، جمعی از شیاطین را موکل می گرداند بر او، در وقت مردن که او را به شک اندازند در دین خود، تا جانش مفارقت کند، اگر کسی مؤمن کامل باشد نمی توان او را به شک انداخت. پس در آن حال، تلقین ایشان بکنید، به کلمات فرج و شهادتین، اقرار به ائمه علیهم السلام یک یک را، تا از سخن گفتن بازماند.

در حدیث دیگر فرمود: اگر بت پرستی، در وقت مردن اقرار به امامت ائمه معصومین علیهم السلام بکند، دین تشیّع را اعتقاد کند، آتش جهنّم به هیچ عضو او نرسد.

در حدیث دیگر فرمود که شخصی را مرگ در رسید حضرت رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم نزد او حاضر شدند، باجماعتی از صحابه و او بیهوش بود. پس حضرت فرمود: ای ملک الموت! دست از او بردار، تا از او سؤال کنم. پس آن شخص بهوش آمد. حضرت فرمود: چه چیز می‌بینی؟ گفت: سفیدی بسیار و سیاهی بسیار می بینم. فرمود: کدام یک به تو نزدیک ترند؟ گفت: سیاهی. حضرت فرمود که بگو: «اَللَّهُمَّ اغْفِرْلِیَ الْکَثیرَ مِنْ مَعاصِیکَ وَاقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ مِنْ طاعَتِکَ». پس آن شخص بیهوش شد، باز به ملک الموت

 

برگرفته از کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی ره

خواندن 64 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.