فصل یازدهم:آداب معاشرت با کافران و مخالفان

در حدیث صحیح از حضرت صادق علیه السلام منقول است: سزاوار نیست، مؤمن را با کافران اهل ذمّه شراکت یاامانتی به ایشان بدهد، که برایش چیزی بخرند، یا چیزی به ایشان بسپارد، یا دوستی با ایشان بکند.

در حدیث صحیح دیگر از امام موسی علیه السلام منقول است: مسلمان نباید که با گبر در یک کاسه چیزی بخورد، یا با او در یک فرش بنشیند، یا با او مصاحبت کند.

در حدیث صحیح دیگر فرمود: اگر محتاج شوی به طبیب ترسا، باکی نیست که بر او سلام کنی و او را دعا کنی، که دعای تو نفعی به او نمی رساند.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: ابتدا مکنید اهل کتاب را به سلام، و چون ایشان بر شما سلام کنند، «علیکم» بگویید، و در جواب ایشان با ایشان مصافحه مکنید و ایشان را به کنیت نام مبرید، مگر آن که به مضطر شوید.

در حدیث دیگر منقول است: شخصی به حضرت صادق علیه السلام عرض کرد که من به بلاد کافران می روم، مردم می گویند که، اگر آنجا بمیری با آن ها محشور خواهی شد. حضرت فرمود:اگر آنجا بمیری تنها محشور خواهی شد و نور تو در قیامت در پیش روی تو خواهد بود.

در حدیث دیگراز آن حضرت پرسیدند: دعا از برای جهودان و ترسایان چگونه بکنیم؟ فرمود: بگویید «بارَکَ اللَّهُ فِی دُنیاکَ» یعنی؛ برکت دهد خدا از برای تو در دنیای تو.

در حدیث دیگر فرمود: اگر با ایشان مصافحه کنی، از زیر جامه مصافحه کن، و اگر دست به دست او برسد دست را بشوی.

در حدیث دیگر فرمود: اگر با اهل ذمّه یعنی جهودان یاترسایان و گبران مصافحه کنی دست را به خاک یا به دیوار بمال، و اگر با دشمن اهل بیت علیهم السلام مصافحه کنی دست را بشوی. مشهور میان علما آن است که دست به خاک یا به دیوار مالیدن در صورتی است که دست مسلمان و ایشان هیچ یک تر نباشند.

در حدیث صحیح از امام محمّد باقرعلیه السلام منقول است: اگر کسی با گبری مصافحه کند دستش را بشوید.

در حدیث معتبر دیگر از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: هرکه جهود یا ترسا یا گبری را ببیند بگوید: «اَلْحَمْدُ للَّهِ ِ الَّذِی فَضَّلَنی عَلَیْکَ بِالِاسْلامِ دیناً وَبِالْقُرْآنِ کِتاباً وَبِمُحَمَّدٍ نَبِیّاً وَبِعَلیٍّ اِماماً وَبِالْمُومِنینَ اِخْواناً وَبِالْکَعْبَهِ قِبْلَهً»؛ خدا میان او و آن کافر در جهنّم جمع نکند.

در حدیث صحیح از حضرت صادق علیه السلام منقول است: تقیه سپر ایمان است و ایمان ندارد کسی که تقیه نمی کند. فرمود: نه عشر (910)دین در تقیه است.

از امیر المؤمنین علیه السلام منقول است: تقیه در بلاد مخالفان کردن، واجب است، و کسی که از روی تقیه قسم بخورد برای آن که دفع ضرری از خود بکند، برای او گناه و کفاره نیست.

امام موسی علیه السلام فرمود: گرامی ترین شمانزد خدا کسی است که تقیه بیشتر کند.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: دین را حفظ کنید و بنهان دارید به تقیه کردن از مخالفان، به درستی که شما در میان سنیان از بابت مگس عسلید در میان پرندگان، اگر مرغان بدانند که عسل در شکم آن ها هست هر آینه یکی را زنده نمی گذارند، اگر سنیان بدانند که محبت ما در سینه شما هست هر آینه شما را هلاک کنند.

امام رضاعلیه السلام فرمود: کسی که تقیه را ترک کند چنان است که نماز را ترک کند. بدان که تقیه در بلاد مخالفان و سنیان واجب است، هرگاه بیم ضرری باشد به آن که اظهار دین خود نکنند، بلکه دین ایشان را اظهار کنند، در وقتی که ایشان مطلع باشند و مخفی واقع نتوان ساخت وضو و نماز و سایر عبادات را، به طریقه ایشان به عمل آورند. و آدمی خود بهتر می داند که در چه وقت خوف و ضرر هست و تقیه لازم است. و تقیه در بلاد شیعه و سنی در هر امری که آدمی ظنّ ضرر داشته باشد لازم است، مگر در خون که در آن، تقیه نمی باید کرد مثل آن که گویند: کسی را بکش و اگر نه تو را می کشیم. باید که خود کشته شود و او را نکشد.

 

برگرفته از کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی ره

خواندن 491 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.