فصل دهم:آداب معاشرت؛ ظالمان و قلیلی از احوال ایشان / قسمت اول

به سند معتبر از حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام منقول است: به شیعیان خود فرمود: ای گروه شیعه! گردن های خود را ذلیل مکنید به ترک اطاعت پادشاه خود، پس اگر عادل باشد از خدا بطلبید که او را باقی بدارد، اگر ظالم و ستمکار باشد از خدا بطلبید که او را به اصلاح آورد که صلاح شما در صلاح پادشاه شما است، پادشاه عادل به منزله پدر مهربان است، و از برای او بخواهید آنچه از برای خود می خواهید، و از برای او مخواهید آنچه از برای خود نمی خواهید.

به سند معتبر از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: خدا رحمت کند کسی راکه یاری کند پادشاه خود را بر نیکی کردن به او.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: هرکه متعرض پادشاه ظالمی شود و از او آزاری بیابد، خدا او را بر آن آزار ثواب ندهد و صبر او را روزی نکند.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: هرکه مدح کند پادشاه ظالمی را و نزد او شکستگی و تذلّل کند، برای طمع دنیا، قرین او باشد در جهنّم، زیرا که حق تعالی می فرماید: «وَلا تَرْکَنُوا اِلَی الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النّارُ» [هود / آیه 113]. یعنی، به دل میل مکنید به سوی آن ها که ظلم می کنند، پس مس می کند شما را آتش. و فرمود: هرکه راهنمایی کند ظالمی را بر ظلم، در جهنّم با هامان، وزیر فرعون باشد، و هرکه از جانب ظالمی خصومت کند، یا یاری او نماید در آن خصومت، چون ملک الموت نزد او آید بگوید: بشارت باد تو را به لعنت خدا و آتش جهنّم. و هرکه تازیانه در دست گرفته، نزد پادشاه یا حاکم جابری بایستد، حق تعالی آن تازیانه را در قیامت اژدهایی گرداند از آتش جهنّم که درازای آن هفتاد ذرع باشد و مسلط گرداند آن را بر او در جهنّم. و نهی فرمود از حاضر شدن بر سر سفره فاسقان.

امیر المؤمنین علیه السلام در وقت فوت وصیت فرمود به امام حسن علیه السلام: دوست دار صالحان را برای صلاح ایشان، مدارا کن به ظاهر با فاسقان و در دل، دشمن ایشان باش.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: هرکه دوست دارد بقای ظالمان را، دوست داشته است که خدا را معصیت کند. هرکه دوست دارد که خدا را معصیت کند، با خدا دشمنی کرده است.

در حدیث دیگر فرمود: حضرت عیسی علیه السلام با بنی اسرائیل می گفت که، یاری نکنید ظالم را بر ظلمش که فضل شماباطل می شود.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: سه چیز است که دل را فاسد می کند، و نفاق را در دل می رویاند چنانچه آب، درخت را می رویاند: شنیدن سازها و خوانندگی ها و فحش گفتن، و به در خانه پادشاه رفتن و از پی شکار رفتن.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: نگاه دارید و حفظ کنید دین خود را به پرهیزکاری از محرمات، و قوت دهید دین خود را به تقیه کردن از مخالفان و مستغنی شدن به خدا از طلب کردن حوایج از پادشاهان. بدانید هر مؤمنی که خضوع و شکستگی کند نزد صاحب سلطنتی یا کسی که مخالف او باشد در دینش از برای طلب آن دنیایی که در دست او است، خدا او را گمنام کند، دشمن دارد او را و او را به خود بگذارد، و اگر چیزی از دنیای او به دستش بیاید، خدا برکت را از آن بردارد، و او را ثواب ندهد اگر خرج کند در حج یا عمره یا بنده آزاد کردن.

در حدیث معتبر از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: چون روز قیامت شود، منادی از جانب حق تعالی ندا کند که، کجایند ظالمان و مددکاران ایشان و آنان که دوات ایشان رالیقه گذاشته اند، یا سر کیسه برای ایشان بسته اند یا مد قلمی به ایشان داده اند؟ آن ها راهم با ظالمان محشور کنند.

در حدیث معتبر دیگر فرمود: هیچ بنده ای به پادشاهی نزدیک نمی شود، مگر آن که از خدا دور می شود. هیچ بنده ای مالش زیاد نمی شود، مگر آن که حسابش دشوارتر می شود و هیچ بنده ای اتباعش بیشتر نمی شود، مگر آن که شیاطین او بیشتر می شوند. و فرمود:زینهار که احتراز کنید از در خانه پادشاهان و آن ها که با پادشاهان می باشند، که نزدیک ترین شما به آن ها، دورترین شمایند از خدا، و هرکه پادشاه را بر خدا اختیار کند، خدا پرهیزکاری را از او بردارد، او را حیران گرداند.

در حدیث صحیح از حضرت صادق علیه السلام منقول است: هرکه معذور دارد ظالمی را در ظلم او، خدا مسلط گرداند بر او کسی را که ظلم بر او کند، پس اگر دعا کند دعایش مستجاب نشود، و خدا او را بر آن ستم که می کند ثواب ندهد.

در حدیث صحیح دیگر فرمود: هرکه یاری دهد ظالمی را بر مظلومی، پیوسته حق تعالی بر او خشمناک باشد، تا دست از آن یاری بردارد.

در حدیث دیگر فرمود: در زمان حضرت موسی علیه السلام پادشاه ظالمی بود که حاجت مؤمنی را به شفاعت بنده صالحی برآورد. پس پادشاه و آن مرد صالح هر دو در یک روز مردند و همگی بر جنازه آن پادشاه جمع شدند، درهای بازارها را بستند برای مردن او تا سه روز، آن مرد صالح در خانه خود ماند تا کرم های زمین رویش را خوردند. پس حضرت موسی علیه السلام بعد از سه روز مرده آن مرد صالح را به آن حال مشاهده کرد و کفت: پروردگارا! آن دشمن تو بود که با آن اعزاز و اکرام او را برداشتند، و این دوست توست و به این حال مانده است. حق تعالی وحی فرستاد به او: یاموسی! این دوست من از آن جبّار حاجتی سؤال کرد، آن را برآورد. او را مکافات دادم برای برآوردن حاجت این مؤمن، و کرم های زمین را بر روی این مؤمن مسلّط کردم برای سؤالی که از آن جبّار کرد.

در حدیث دیگر منقول است: سلیمان جعفری به امام رضاعلیه السلام عرض کرد که، چه می فرمایید در کارهایی که مردم متکفل می شوند از جانب پادشاهان؟ حضرت فرمود: داخل شدن در اعمال ایشان و یاری ایشان کردن و سعی در حوایج ایشان نمودن، معادل کفر است، و عمداً نظر به سوی ایشان کردن، گناه کبیره است.

از امیر المؤمنین علیه السلام منقول است: هرکه برود نزد توانگری و به نزد او شکستگی کند برای توانگری او، دو ثلث دینش می رود.

در حدیث معتبر از امام محمّد باقرعلیه السلام منقول است: هرکه برود به سوی پادشاه ظالمی و او را امر به پرهیزکاری بکند، و پند و نصیحت بگوید، او را مثل ثواب جن و انس بوده باشد.

از علی بن حمزه منقول است که گفت: من دوستی داشتم از نویسندگان بنی امیه، با من به خدمت حضرت صادق علیه السلام آمد، عرض کرد که من در دیوان بنی امیه کار می کردم و مال بسیار به هم رسانیدم. حضرت فرمود: اگر نه این بود که مردم برای بنی امیه کتابت می کنند، و غنیمت برای ایشان جمع می کنند، از برای ایشان جنگ می کنند، و نزد ایشان حاضر می شوند، هر آینه حق ما را غصب نمی کردند. آن شخص گفت: آیا مرا چاره ای هست؟ حضرت فرمود: اگر بگویم خواهی کرد؟ گفت: می کنم. فرمود: هرچه کسب کرده ای در دیوان ایشان، آنچه صاحبش را می شناسی بس ده، و آنچه نمی شناسی تصدق کن، و اگر چنین کنی من ضامن بهشت می شوم برای تو. آن شخص ساعتی سر در زیر افکند. پس گفت: چنین می کنم. علی بن ابی حمزه گفت: آن جوان با ما به کوفه آمد و تمام مال خود را داد، حتی آن جامه هایی که پوشیده بود، و ما در میان خود مالی جمع کردیم و جامه ها برای او خریدیم و خرجی برای او فرستادیم. بعد از چند ماهی بیمار شد، چون من به دیدنش رفتم در حال جان کندن بود، پس چشم گشود و گفت: حضرت صادق علیه السلام به ضامنی خود وفا کرد. این را گفت و مرد. او را دفن کردیم، و در سال دیگر به خدمت آن حضرت رفتم چون نظر آن حضرت بر من افتاد فرمود: واللَّه که برای رفیق تو به ضامنی خود وفا کردیم.

از مفضل بن مزید که نویسنده خلفا بود و شیعه بود، منقول است: به خدمت حضرت صادق علیه السلام عرض کرد که، می دانید خدماتی که من نزد این خلفا می کنم. حضرت فرمود: آنچه به هم می رسانی به شیعیان بده، حق تعالی می فرماید: حسنات، گناهان و سیئات را می برد.

در حدیث معتبر منقول است: صفوان شتردار به خدمت امام موسی علیه السلام آمد، حضرت فرمود: همه چیز تو خوب است به غیر از آن که شترهای خود را به هارون الرشید کرایه می دهی. صفوان گفت: و اللَّه که من شتر خود را به او کرایه نداده ام برای کار بدی یاشکاری یا لهوی، و لیکن از برای راه مکه به او کرایه دادم. من خود با او نمی روم، نوکران و غلامان خود را می فرستم. حضرت فرمود: آیا می خواهی آن قدر زنده باشند که کرایه تو را بدهند؟ گفت: بلی. فرمود: هرکه زندگی ایشان را خواهد، از ایشان است. هرکه از ایشان است از اهل جهنّم است.

 

برگرفته از کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی ره

خواندن 255 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.