فصل هشتم:حقوق فقیران و ضعیفان و مظلومان و پیران و اصحاب و آداب معاشرت ایشان / قسمت اول

در حدیث معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است: فقرای مؤمنان، چهل سال پیش از توانگران ایشان در بهشت متنعم می شوند. پس فرمود: برای تو مثلی بزنم، مَثل فقیر و غنی مثل دو کشتی است که به عشاری بگذارند، کشتی خالی را زود روانه می کنند، نگاه نمی دارند و کشتی پر از بار را برای حساب نگاه می دارند.

در حدیث دیگر فرمود: هرچه ایمان بنده زیاد می شود، تنگی روزی اش بیشتر می شود. فرمود: اگر نه این بود که مؤمنان، الحاح و مبالغه در دعای طلب روزی می کردند، هر آینه ایشان را به حال تنگ تر از آنچه دارند می انداخت.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: فقر و درویشی امانتی است از خدا نزد خلقش، پس هرکه آن ها را پنهان دارد، حق تعالی او را مثل ثواب کسی بدهد که روزها روزه باشد و شب ها به نماز ایستاده باشد، هرکه آن ها را آشکار کند، نزد کسی که قادر باشد بر برآوردن حاجت او و نکند به تحقیق که آن فقیر را کشته است، نه به شمشیر و نیزه، بلکه به آن جراحتی که در دل او کرده است.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: حق تعالی در روز قیامت خطاب می فرماید با فقرای مؤمنان، مانند کسی که معذرت طلبد و می‌گوید: به عزّت و جلال خودم سوگند می خورم که شما را در دنیا ففیر نگردانیدم برای خواری شما نزد من، و امروز خواهید دید که با شما چه خواهم کرد. هرکه در دنیا به شما نیکی کرده است دستش را بگیرید و داخل بهشت کنید. پس یکی از ایشان گوید: پروردگارا! اهل دنیا زنان خوشرو داشتند، جامه های نرم پوشیدند، و طعام های نیکو خوردند، در خانه های نیکو سکنی کردند، بر اسبان نفیس سوار شدند، پس امروز به ما هم مثل آن ها عطا فرما. پس حق تعالی فرماید: به هر یک از شما دادم مثل هفتاد برابر آنچه به جمیع اهل دنیا داده ام از اوّل دنیا تا آخر دنیا.

در حدیث دیگر فرمود: مرد مالداری که جامه های پاکیزه پوشیده بود، به نزد حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم آمد و نشست، پس مرد پریشانی که جامه های چرکین پوشیده بود آمد و بر پهلوی او نشست، آن مالدار جامه خود را از زیر ران او کشید. حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:آیا ترسیدی که از فقر او چیزی به تو برسد؟ گفت: نه. فرمود:ترسیدی که از توانگری تو چیزی به او برسد؟ گفت: نه. فرمود: ترسیدی که جامه هایت چرکین شود؟ گفت: نه. فرمود:پس چرا چنین کردی؟ گفت: یا رسول اللَّه! مرا همنشین بدی هست از نفس شیطان که هر بدی را برای من زینت می دهد و هر نیکی را در نظر من بد می کند و من به تدارک آنچه کردم، نصف مال خود را به او می بخشم. حضرت صلی الله علیه وآله وسلم پریشان را خطاب کرد که قبول می کنی؟ گفت: نه. توانگر گفت: چرا قبول نمی کنی؟ گفت: می ترسم مثل تو شوم.

در حدیث دیگر منفول است: آن حضرت به شخص پریشانی فرمود: آیا به بازار می روی و میوه ها و چیزهای نفیس می بینی که قادر بر خریدن آن ها نباشی؟ گفت: بلی. فرمود:هر چیزی که ببینی و قدرت بر خریدن آن را نداشته باشی حسنه ای برای تو نوشته می شود.

در حدیث دیگر حسن از آن حضرت منقول است: در روز قیامت گروهی از مردم برخیزند و بیایند تا درِ بهشت، پس ملائکه به ایشان گویند: شما کیستید؟ گویند: ماییم فقیران. ملائکه گویند: پیش از حساب آمده اید که به بهشت روید؟ جواب گویند که، چیزی به ما نداده اید که ما را بر آن حساب کنید. حق تعالی فرماید: راست می گویید، بروید به بهشت.

از امام موسی علیه السلام منقول است: حق تعالی می فرماید که من اغنیا را توانگرنگردانیده ام، برای آن که ایشان گرامی بودند بر من، و فقیران را بی چیز نکرده ام برای خواری ایشان نزد من، ولیکن توانگران را امتحان کرده ام به فقیران، و اگر فقیران نمی بودند، توانگران هرگز مستوجب بهشت نمی شدند.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: هرکه ذلیل و حقیر شمارد مؤمنی را برای پریشانی او، حق تعالی او را در حضور جمیع خلایق در قیامت رسوا کند.

در حدیث صحیح از آن حضرت منقول است: حق تعالی می فرماید: مهیای جنگ من باشد کسی که آزار کند بنده مؤمن مرا، و باید که ایمن باشد از غضب من کسی که گرامی دارد بنده مؤمن مرا و اگر از میان مشرق تا مغرب، نباشد مگر یک مؤمن یا امام عادل، هر آینه به عبادت ایشان مستغنی شوم از جمیع آنچه خلق کرده ام در زمین. و هرآینه هفت آسمان و هفت زمین به ایشان برپا باشد و بگردانم از برای ایشان، از ایمان ایشان، اُنسی که محثاج به مونس دیگر نباشند.

در احادیث معتبره بسیار منقول است: حق تعالی می فرماید: هرکه دوستی از دوستان مراخوار گرداند، چنان است که بر روی من به جنگ ایستاده است، من بسیار زود یاری می کنم دوستان خود را.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: ذلیل ترین مردم کسی است که مردم را خوار گرداند.

در حدیث دیگر فرمود:هرکه مؤمنی را ذلیل کند، خدا او را ذلیل کند. و فرمود: حق تعالی مؤمن را از عظمت و جلال و قدرت خود آفریده است، پس هرکه بر او طعن کند، یا سخن او را رد کند، بر خدا رد کرده است.

از امیر المؤمنین علیه السلام منقول است: حقیر مشمارید ضعیفان برادران خود را که، هرکه مؤمنی را حقیر شمارد، خدا او را با آن مؤمن در بهشت جمع نکند، مگر آن که توبه کند.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: بسا ژولیده موی گرد آلوده که دو جامه کهنه پوشیده باشد، اگر بر خدا قسم دهد قسمش را رد نکند.

حضرت صادق علیه السلام فرمود: کسی که با مردم استهزا کند، در محبت ایشان طمع نداشته باشد. فرمود: حقیر مشمارید مؤمن فقیری را که، هرکه حقیر شمارد مؤمن فقیری را، یا استخفاف او کند، خدا او را حقیر شمارد و با او پیوسته در غضب باشد تا توبه کند.

از امیر المؤمنین علیه السلام منقول است: حلال نیست مسلمان را که مسلمانی را بترساند.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: هرکه اعانت کند بر آزار مؤمن به نیم کلمه، در روز قیامت در میان دو چشمش نوشته باشد: ناامید است از رحمت الهی.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: هرکه گرامی دارد برادر مؤمن خود رابه یک کلمه از روی لطف، یا حاجت او را برآورد، یا غمی از او بردارد، بیوسته رحمت الهی بر سر او سایه انداخته باشد، تا در کارسازی و مهربانی برادر مؤمن باشد. پس فرمود: مؤمن را برای این مؤمن می گویند که مردم در جان و مال خود از او ایمن اند. مسلمان کسی است که مردم از دست و زبان او سالم باشند و مهاجر کسی است که از گناهان هجرت کند. هرکه مؤمنی را دستی بزند که او را به آن سبب ذلیل کند، یا طپانچه ای بر روی او بزند یا چیزی که نخواهد نسبت به او به جا آورد، ملائکه پیوسته او را لعنت کنند، تا او را راضی کند و توبه کند. پس زینهار که تعجیل مکنید، در آزار مردم، شاید که او مؤمن باشد و شما ندانید و صبر و آهستگی و همواری بکنید، که هیچ چیز نزد خدا بهتر از نرمی و آهستگی نیست.

در حدیث دیگر فرمود:هرکه طپانچه بر روی مسلمانی بزند، حق تعالی در روز قیامت استخوان هایش را از هم بپاشد، دست در گردن، غل کرده، محشور شود تا داخل جهنّم شود، مگر آن که توبه کند.

در حدیث معتبر دیگر فرمود: دشنام دادن مؤمن گناه بزرگی است و با او جنگ کردن کفر است، غیبت او کردن نافرمانی خدا است.

در حدیث معتبر حضرت صادق علیه السلام منقول است: هرکه بترساند مؤمنی را به صاحب حکمی، که آزاری به او برساند و نرساند، او در آتش است، اگر بترساند و آزار به او برساند، با فرعون و آل فرعون باشد در آتش.

در احادیت معتبره از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: هرکه بکشد کسی را که قصد کشتن او نکند، بزند کسی را که قصد زدن او نکند، ملعون است، به لعنت خدا گرفتار شود.

در حدیث دیگر فرمود:به حق خداوندی که جانم در قبضه قدرت او است که اگر اهل آسمان ها و زمین همه جمع شوند بر کشتن مؤمنی یا راضی شوند به کشته شدن او، همه را حق تعالی داخل جهنّم کند. و به حق آن پروردگاری که جانم به دست قدرت او است، که هیجکس کسی را به نا حق تازیانه نمی زند، مگر آن که در جهنّم مثل آن تازیانه را می خورد. و فرمود:هرکه نظری کند به مؤمنی که او را با آن نظر کردن بترساند، خدا او را بترساند در روزی که به جز او پناهی نباشد، او را در صورت مورچه محشور گرداند.

از امام محمّد باقرعلیه السلام منقول است: لعنتی که از دهان شخصی بیرون می آید، می گردد، اگر صاحبش را بیابد آنجا قرار می گیرد، اگر نه، به گوینده اش برمی گردد.

در حدیث دیگر فرمود: هرکه طعنی بکند در روی مؤمنی، بمیرد به بدترین مردن ها، سزاوار است که عاقبتش به خیر نباشد.

در حدیث دیگر منقول است: شخصی به آن حضرت عرض کرد: چه می فرمایید در امر مسلمانی که مسلمان دیگر به دیدن او بیاید و او در خانه باشد، پس رخصت بطلبد و او را رخصت ندهد که داخل شود، بیرون نیاید؟ فرمود:هر مسلمانی که به دیدن مسلمانی بیاید یا پی کاری بیاید، او در خانه باشد و او را رخصت ندهد، و بیرون نیاید،پیوسته در لعنت خدا باشد تا با یکدیکر ملاقات کنند.

 

برگرفته از کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی ره

 

 

 

خواندن 231 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.