فصل چهارم:حقوق مؤمنان بر یکدیگر و حسن معاشرت با خلق

به سند معتبر منقول است: معلی بن خنیس از امام جعفر صادق علیه السلام پرسید که حق مسلمان بر مسلمان چیست؟ فرمود: هفت حق است که هر یک از آن ها واجب است و اگر یکی از آن ها را ترک کند، از دوستی و طاعت خدا می رود. پرسید که آن ها چیست؟ فرمود: می ترسم که بدانی و به عمل نیاوری و رعایت آن ها نکنی. آسان ترین آن حقوق آن است که آنچه از برای خود دوست می داری از برای او دوست داری، آنچه از برای خود نمی خواهی از برای او نخواهی. دوم آن که به پرهیزی از غضب او و پیروی خشنودی او بکنی، آنچه فرماید اطاعت کنی. سوم آن که یاری به جان و مال و به زبان و به دست و به پاکنی. چهارم آن که دیده و راهنما و آیینه او باشی. پنجم آن که تو سیر نباشی و او گرسنه باشد، تو سیراب نباشی و او تشنه باشد، تو پوشیده نباشی و او عریان باشد. ششم آن که اگر تو خدمتکار داشته باشی و او نداشته باشد، واجب است که خدّام خود را بفرستی که جامه اش را بشوید، طعامش را بسازد و رختخوابش را بگستراند. هفتم آن که اگر تو را قسم دهد به عمل آوری و اگر تو را به خانه دعوت کند قبول کنی، اگر بیمار شود به عیادتش بروی، اگر بمیرد به جنازه اش حاضر شوی، اگر دانی که حاجتی دارد پیشگیری به برآوردن آن، پیش از آن که از تو سؤال کند، چون چنین کنی پیوند کرده ای محبت خود را به محبت او و محبت او را به محبت خود.

در حدیث دیگر فرمود: هیچ عبادتی نزد خدا بهتر از ادا کردن حق مؤمن نیست.

به سند حسن از حضرت صادق علیه السلام منقول است: وعده کردن مؤمن برادر مؤمن خود را نذری است که کفاره ندارد، هرکه خلف وعده مؤمن بکند اوّل ابتدا به خلف وعده خدا کرده است و متعرّض غضب الهی شده است.

در حدیت حسن دیگر از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: هرکه ایمان به خدا و روز قیامت دارد، باید که وفا کند به وعده خود.

به سندهای معتبره از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: مؤمن را بر مؤمن هفت حق واجب است؛ اوّل آن که در حضور او را تعظیم نماید، محبتش در سینه او باشد، مال خود را با او صرف نماید، غیبت او را بر خود حرام داند، و چون بیمار شود به عیادت او رود، چون بمیرد به جنازه اش حاضر شود، و بعد از مرگش به غیر از نیکی او چیزی نگوید.

به سند حسن از امام محمّد باقرعلیه السلام منقول است: دوست دار برادر مسلمان خود را، و بخواه از برای او آنچه از برای خود می‌خواهی، مخواه از برای او آنچه از برای خود نمی خواهی، چون محتاج شوی از او سؤال کن و هرگاه او از تو سؤال کند به او عطا کن، نیکی را از او ذخیره مکن تا او هم از تو ذخیره نکند، یاور او باش تا او نیز یاور تو باشد، اگر غایب شود حرمت او را غایبانه نگهدار، چون بیاید به دیدنش برو و او را گرامی بدار، به درستی که او از تو است و تو از اویی، اگر با تو در مقام عتاب باشد از او جدا مشو تا کینه را از سینه او به در کنی، اگر نعمتی به او برسد خدا را شکر کن و اگر پلایی او را پیش آید یاور او باش، با او مهربانی را زیاده کن.

از امیر المؤمنین علیه السلام منقول است: مسلمان را بر برادر مسلمان شش حق است؛ هرگاه که به او رسد به او سلام کند، هرگاه که بیمارشود به عیادت او برود، هرگاه که عطسه کند او را دعا کند، چون بمیرد بر او نماز کند، هرگاه که او را به ضیافت بطلبد قبول کند، از برای او دوست دارد آنچه از برای خود دوست دارد، از برای او دشمن دارد آنچه از برای خود دشمن می دارد.

به سندهای معتبر از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: هرکه صبح کند و اهتمام به امور مسلمانان نداشته باشد او مسلمان نیست.کسی بشنود که کسی فریاد می کند: ای مسلمانان! به فریاد من برسید. و یاری او نکند او مسلمان نیست.

فرمود: محبوب ترین مردم کسی است که نفعش به مردم بیشتر می رسد.

فرمود: هرکه از گروهی از مسلمانان ضرر آبی یا آتشی را دفع کند بهشت او را واجب شود.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: حق مؤمن بر مؤمن آن است که او را به دل دوست دارد، مال خود را از او دریغ ندارد، اگر به سفری رود به احوال اهل او بپردازد، اگر کسی بر او ظلم کند او را یاری نماید، اگر عطایی به مسلمانان دهند و او غایب باشد بهره او را برای او بگیرد، چون بمیرد به زیارت قبر او برود، بر او ظلم نکند و او را فریب ندهد و با او خیانت نکند، بر روی او اُف نگوید، اگر اُف بگوید دوستی از میان ایشان برطرف می شود، اگر بگوید تو دشمن منی، یکی از ایشان کافر باشند، زیرا که اگر دروغ گفته باشد خود کافر است و اگر راست گفته آن دیگری کافر است، یعنی صاحب کبیره است و چون او را به تهمتی متهّم سازد ایمان در دلش بگدازد چنانچه نمک در آب می گدازد.

در حدیث دیگر فرمود: باید برای برادر مسلمان خود بخواهد آنچه از برای عزیزترین اهل خود می خواهد، نخواهد از برای او آنچه از برای عزیزترین اهل خود نمی خواهد، دوستی او را خالص گرداند از شوائب به آن که در شادی او شاد باشد و در اندوه او اندوهگین باشد، اگر تواند سعی کند که غم او را زایل گرداند و الا دعا کند که خدا اندوهش را بردارد.

در حدیث دیگر منقول است: شخصی به خدمت آن حضرت آمد.

از او پرسید: برادران خود را به چه حال گذاشتی؟ گفت: بر نیکو حالی گذاشتم ایشان را. فرمود: توانگران ایشان چگونه به احوال فقیران می رسند؟ گفت: کمتر. فرمود:توانگران چقدر به دیدن فقیران می روند؟ گفت: کم. فرمود: توانگران چه مقدار احسان به فقیران می کنند؟ گفت چیزی چند می فرمایی که در پیش ما این ها نمی باشند. فرمود: پس چگونه ایشان دعوی تشیّع می کنند؟

در حدیث دیگر فرمود: برادران و نیکوکاران باشید و از برای خدا با یکدیگر دوستی کنید، به دیدن یکدیگر بروید و با یکدیگر بنشینید، و دین ما و احادیث ما را یاد کنید.

از امام محمّد باقرعلیه السلام منقول است: واچب است از برای مؤمن بر مؤمن که هفتاد کبیره او را بپوشاند.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: واچب است از برای مؤمن بر مؤمن که خیرخواه او باشد در حضور و غیبت.

در حدیث دیگر فرمود: بر شما باد به خیر خواهی خلایق که هیچ عمل نزد خدا بهتر از این نیست.

 

برگرفته از کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی ره

خواندن 65 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.