فصل پنجم:ادعیه جامعه و ادویه مرکبه نافعه

در حدیث معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است: هر دردی که داشته باشی دست را بر موضع درد بگذار و سه مرتبه بگو: «اَللَّهُ اَللَّهُ اَللَّهُ رَبِّی حَقّاً لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً، اَللَّهُمَّ اَنْتَ لَها وَلِکُلِّ عَظِیمَهٍ فَفَرّجْها عَنِّی».

و در روایت معتبر دیگر فرمود: بگو: بسم اللَّه، و بمال دست بر آن موضع که درد می کند، بگو: «اَعُوذُ بِعِزَّهِ اللَّهِ وَاَعُوذُ بِقُدْرَهِ اللَّهِ وَاَعُوذُ بِجَلالِ اللَّهِ وَاَعُوذُ بِعَظَمَهِ اللَّهِ وَاَعُوذُ بِجَمْعِ اللَّهِ وَاَعُوذُ بِرَسُولِ اللَّهِ وَاَعُوذُ بِعِزَّهِ اللَّهِ مِنْ شَرِّ ما اَحْذَرُ وَمِنْ شَرِّ ما اَخافُ عَلی نَفْسِی»، هفت مرتبه می گویی.

در روایت دیگر فرمود: دست را بر موضع درد بگذار و بگو: «بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَمُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلّا بِاللَّهِ، اَللَّهُمَّ امْسَحْ عَنِّی ما اَجِدُ»، و سه مرتبه دست بر آن موضع می کشی.

در روایت دیگر فرمود: شخص دیگری دست بر محل درد بگذارد، هفت نوبت و اقلّش سه نوبت بگوید: «اَیُّهَا الوَجَعُ اسْکُنْ بِسَکِینَهِ اللَّهِ وَقِرْ بِوِقارِ اللَّهِ وَاحْجُزْ بِحاجِزِ اللَّهِ وَاهْدَأْ بِهَداءِ اللَّهِ، اُعِیذُکَ اَیُّهَا الاِنْسانُ بِما اَعاذَ اللَّهُ بِهِ عَرْشَهُ وَمَلآئِکَتَهُ یَوْمَ الرَّجْفَهِ وَالزَّلازِل».

در روایت معتبرفرمود: برای هر آزار، این دعا را بخوان: «یا مُنْزِلَ الشِّفآءِ وَمُذْهِبَ الدّآءِ اَنْزِلْ عَلَی ما بِی مِنْ دآءٍ شِفآءً».

از امیر المؤمنین علیه السلام منقول است: هرکه برسد بر او المی در بدنش، این دعا بخواند تا هیچ المی و دردی به او نرسد: «اَعُوذُ بِعِزَّهِ اللَّهِ وَقُدْرَتِهِ عَلَی الاَشْیآءِ، اُعِیذُ نَفْسِی بِجَبّارِ السَّمآءِ، اُعِیذُ نَفْسِی بِمَنْ لا یَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ دآءٌ، اُعِیذُ نَفْسِی بِالَّذِی اسْمُهُ بَرَکَهٌ وَشِفآءٌ».

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: هرکه دردی به هم رساند، دست را بر موضع درد گذارد، و بااخلاص بگوید: «وَنُنَزّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُو شِفآءٌ وَرَحْمَهٌ لِلمُؤْمِنِینَ وَلا یَزِیدُ الظّالِمِینَ اِلّا خَساراً» [اسراء / آیه 82] البته عافیت یابد، از هر علتی که باشد.

در حدیث دیگر فرمود: هرکه را سوره حمد و "قل هو اللَّه احد" شفا ندهد، هیچ چیز او را شفا نمی دهد.

از امام محمّد باقرعلیه السلام منقول است: هرگاه کسی آزاری در خود بیابد، بگوید: «بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی رَسُولِ اللَّهِ وَاَهْلِ بَیْتِهِ وَاَعُوذُ بِعِزَّهِ اللَّهِ وَقُدْرَتِهِ عَلی ما یَشآءُ مِنْ شَرِّ ما أجِدُ».

در حدیث دیگر منقول است: شخصی به خدمت آن حضرت رفت، شکایت کرد از بسیاری بیماری و پریشانی. فرمود: این دعا بخوان: «لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلّا بِاللَّهِ العَلِیِّ العَظِیمِ، تَوَکَّلْتُ عَلَی الحَیِّ الَّذِی لایَمُوتُ وَالحَمْدُ للَّهِ ِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی المُلْکِ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَکَبِّرْهُ تَکْبِیراً».

در حدیث معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است: حضرت موسی بن عمران علیهما السلام به حق تعالی شکایت کرد، از غلبه رطوبت. حق تعالی او را امر فرمود که هلیله و بلیله و آمله را بساید و با عسل خمیر کند و بخورد. حضرت فرمود: این است که شما اطریفل می گویید.

در طبّ الائمّه علیهم السلام روایت کرده است: شخصی به خدمت امام علی نقی علیه السلام آمد و عرض کرد: در همسایگی ما شخصی را عقرب گزیده است، بیم آن است که هلاک شود. فرمود: بخورانند به او دوای چامع را که از امام رضاعلیه السلام به ما رسیده است. پس فرمود: سنبل و زعفران و قاقله و عاقرقرحا و خریق سفید و بذر البنج و فلفل سفید، همه مساوی یکدیگرو فرفیون در برابر هر یک از آن ها بسیار نرم بکوبند، از حریر بیرون کنند، به عسلی که کَفَش را گرفته باشند خمیر کنند، کسی را که مار یا عقرب گزیده باشد یک حَبّ آن را با آب حلتیث به او بخورانند که در ساعت شفا یابد.

از امام رضاعلیه السلام روایت کرده است: از برای فالج و لَقوه یک حَبّ آن را با آب مرزنگوش در بینی بچکانند.

از امام محمّد تقی علیه السلام نقل کرده است: از برای سردی معده و خفقان قلب نافع است که یک حب آن را به آب زیره که پخته باشند بخورند.

در حدیث دیگر از امام رضاعلیه السلام منقول است: از برای آزار سپرز یک حَب آن را به آب سرد و اندک سرکه بخورند.

در روایت دیگر از امام رضاعلیه السلام نقل کرده است: از برای درد پهلوی راست یک حب آن را به آب زیره پخته بخورند، و از برای درد پهلوی چپ یک حب آن را به آب ریشه کرفس که پخته باشند بخورند.

در حدیت دیگر فرمود: از برای اسهال یک حبش را به آب مورد پخته بخورند.

از امام محمّد تقی علیه السلام روایت کرده است: یک حبش را با آب سداب یا به آب ترب پخته بخورند.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: اگر مردم بدانند که در سنا چه منفعت ها هست، هر آینه قیمت هر مثقالی دو مثقال طلا شود و به درستی که امان می‌بخشد از بهق و پیسی و خوره و دیوانگی و فالج و لقوه. اگر با مویز سرخ بی دانه و هلیله سیاه همه اجزاء مساوی به عمل آورند، هر روز ناشتا به قدر سه درهم بخورند، در هنگام خواب نیز همین مقدار بخورند، این فواید می بخشد و بهترین دواهاست.

در طبّ الائمّه علیهم السلام روایت کرده است: از مغز خیار شنبر پاک کرده یک رطل بگیرند، در میان یک رطل آب یک شبانه روز بخیسانند، پس صاف کنند و با یک رطل عسل صافی و یک رطل آب بِهْ و چهل مثقال روغن گل سرخ ممزوج گردانند، و به آتش نرم به قوام آورند، از روی آتش بردارند و بگذارند تا سرد شود پس در آن فلفل و دارفلفل و قرفه و قرنفل و قاقله و زنجبیل و دارچینی و جوزبوا از هر یک سه مثقال گرفته و کوفته و پخته در آنچه سابق مذکور شد ممزوج کنند، در سبوی سبزی یا شیشه بکنند، در وقت حاجت در سه روز، هر روز دو مثقال از آن ناشتا بخورند، از برای غلبه صفرا و سودا و بلغم در معده و فی و تب و ترکیدن دست و پا و زحیر و درد شکم و درد جکر و حرارت سر و یرقان و تب های شدید و درد شبانه و ذَکَر نافع باشد،بعد از آن باید پرهیز کند از خرما و ماهی و سرکه و سبزی ها، و غذای آش اماج باشد با روغن کنجد و دوای دیگر نقل کرده است که از هلیله سیاه و هلیله زرد و سقمونیا از هر یک، شش مثقال و از فلفل و دارفلفل و زنجبیل خشک و زنیان و خشخاش سرخ و نمک هندی از هر یک چهار مثقال و از نار مشک و قاقله و شقاقل و چوب بلسان و دانه بلسان وسلیخه مقشر و علک رومی و عاقرقرحا و دارچینی از هر یک دو مثقال، مجموع دواها را با یکدیگر بکوبند، بپزند و سقمونیا را جدا بکوبند، بپزند و هشتاد و پنج مثقال شکر پنیر را در پاتیل آب کنند، قدری از عسل نیز در آن بریزند و آن اجزاء را با این ها معجون سازند، در وقت حاجت دو مثقال از آن را ناشتا و دو مثقال در وقت خواب بخورند نافع است برای قوت جماع، و سردی را از مفاصل و سلس البول و طپیدن دل و تواتر نفس و امتلای معده و کرم معده و دل را جلا می دهد، اشتهای طعام می آورد، درد سینه و زردی چشم و زردی رنگ و یرقان و غلبه تشنگی را می برد، برای تب و لرز و دردهای کهنه و دردسر و بی دماغی نافع است.

به سند دیگر روایت کرده است: روزی فرعون، بنی اسرائیل را همگی ضیافت کرد و زهر در طعام ایشان داخل کرد که ایشان را هلاک کند، حق تعالی این دوا را به حضرت موسی علیه السلام فرستاد و چون خوردند از زهر به ایشان آسیبی نرسید. چبرئیل گفت: قدری سیر مقشر بگیر و بشکن و نرم بکوب و در پاتیل بینداز و از روغن گاو آن قدر برآن سیرها بریز که بپوشاند آن ها را و آتش نرم آن قدر در زیر پاتیل بسوزان که آن سیرها آن روغن را بخورد و از روغن چیزی نماند، پس همان مقدار شیر گاو تازه زاییده بر آن بریز و آتش نرم آن قدر برافروز که از آن شیر هم چیزی نماند، پس همان قدر عسل مصفّی که مومش را گرفته باشند در پاتیل بریز آن قدر بسوزان که آن را هم بخورد، پس از سیاه دانه ده درهم و از فلفل و مرزنگوش هر یک پنج درهم بگیر و نرم بکوب و در پاتیل بریز و بر هم بزن تا مخلوط شود به آن سیر، پس ظرفی را بگیر و اندرون آن را به روغن گاو چرب کن و این دوا را در آن بریز و در میان جو یا خاکستر چهل روز پنهان کن و هر چند کهنه تر شود نیکوتر می شود.

و فرمود: نافع است برای دفع لغوه کهنه و تازه، کسی را که سرما زده باشد و برای سبل چشم و درد پا و ضعف معده و صرع و غش اطفال و ترسیدن زنان در خواب و زرداب و خوره و زیادتی بلغم ودفع سم گزیدن مار و عقرب.

و فرمود: چون یک ماه بر این دوا بگذرد، برای درد دندان و امراض بلغمی بهقدر نصف گردکان ناشتا بخورد، چون دو ماه براو بگذرد برای تب و لرز و آزارهای چشم نافع است. چون سه ماه بر آن بگذرد برای صفرا و بلغم سوخته و جمیع مرض های صفرا، و ناشتا خوردن نافع است.

چون چهار ماه بگذرد برای تاریکی چشم و تنگی نفس نافع است، چون پنج ماه بر آن بگذرد، کسی که درد سر داشته باشد به قدر نیم عدس از این دوا را با روغن بنفشه ممزوج گردانیده در بینی بچکاند، چون شش ماه بر آن بگذرد کسی که درد شقیقه داشته باشد به قدر یک عدس از آن با روغن بنفشه مخلوط گردانیده در بینی بچکاند، از آن جانبی که درد می کند در اوّل روز.

و چون هفت ماه بر آن بگذرد برای دفع بادی که در گوش به هم می رسد به قدر یک عدس با روغن گل سرخ ممزوج ساخته در گوش چکاند، در اوّل روز و در هنگام خواب، و چون هشت ماه بگذرد آن را با آب خوردن برای دفع خوره نافع است.

چون نه ماه بگذرد، نافع است برای غلبه خواب و هذیان گفتن در خواب و ترس و بیم، باید که با روغن ترب ناشتا و در وقت خواب به قدر یک عدس خورده شود، چون ده ماه بگذارد برای غلبه صفرا وتب های اندرونی و اختلال عقل به قدر یک عدس با سرکه بخورند، برای سفیدی چشم ناشتا در وقت خواب بخورند. چون یازده ماه بر آن گذشت از برای سودایی که این کس را به ترس و وسواس می اندازد، به قدر یک نخود با روغن گل سرخ ناشتا و به قدر یک نخود بی روغن در هنگام خوابیدن بخورد.

چون دوازده ماه بگذرد از برای قالج کهنه و تازه به آب مرزنگوش به قدر یک نخود بخورد و با روغن زیت نمک بر پا بمالد در وقت خواب و از سرکه و شیر و ماست و سبزی ها و ماهی اجتناب نماید، چون سیزده ماه بگذرد به قدر یک نخود از آن با آب سداب حل کند و در اوّل شب بخورد نافع است برای درد اندرون و خندیدن بی سبب و با ریش بازی کردن.

و اگر چهارده ماه بگذرد، برای دفع ضرر زهرها نافع است، اگر زهری به او خورانیده باشند تخم بادنجان رابکوبند و بجوشانند و صاف کنند، با یک نخود از این دوا در سحر بخورند و آب نیم گرم از عقبش بخورند، سه شب یا چهار شب.چون پانزده ماه بگذرد برای دفع سحر و بادها نافع است، چون شانزده ماه بگذرد به قدر نیم عدس آن را به آب باران تازه حل کرده، به دیده کسی بکشد که نور بینایی چشمش کم شده باشد، در بامداد و شام و وقت خواب تا چهار روز، اگر برطرف نشود، تا هشت روز.

چون هفده ماه بگذرد، برای دفع خوره یک گلوله از آن با روغن پاچه گاو، ناشتا و در وقت خواب بخورند و به قدر یک حبه اش را بر بدن بمالند و اندکی را با روغن زیت یا روغن گل سرخ در بینی بچکانند، در آخر روز در حمام. چون هیجده ماه بگذرد، برای دفع بهق آنجا را سوزن بزنند، که خون درآید و به قدر یک نخود با روغن بادام تلخ یا روغن صنوبر بخورند، اندکی را در بینی بچکانند، بانمک در آن محل بمالند. چون نوزده ماه بگذرد اگر آب انار شیرین را گرفثه به قدر یک دانه جو از حنظل و با یک نخود از این دوا ناشتا بخورند، برای دفع سهو و فراموشی و بلغم سوخته و تب کهنه نافع است.

چون بیست ماه بگذرد به قدر یک عدس از آن گرفته با آب حل کنند، برای سنگینی گوش، در گوش بچکانند، اگر نفعی ظاهر نشود، در روز دیگر باز بچکانند و اندکی بر کله سرش بریزند و از برای صاحب مرض سرسام با آب انار ترش نافع است.

در حدیث دیگر روایت کرده است از حضرت صادق علیه السلام: مثل این دوا را جبرئیل برای حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم آورد، و فرمود: چهار رطل از سیر مقشر بگیرند، در پاتیل کنند، چهار رطل شیر گاو بر آن بریزند بپزند آن قدر که شیر نماند، باز چهار رطل روغن گاو بر آن بریزند، آن قدر بجوشانند که روغن نماند، پس به قدر دو درهم بابونه بر آن بپاشند و بر هم بزنند تا خوب به قوام آید و در کوزه کرده، سرش را ببندند، در میان جو یا خاک پنهان کنند، در مدت ایّام تابستان و در زمستان بیرون آورند، در بامداد به قدر یک گردکان بخورند، برای هر دردی منفعت داشته باشد.

کلینی رحمه الله در حدیث معتبر روایت کرده است: اسماعیل بن الفضل شکایت کرد به خدمت حضرت صادق علیه السلام از قراقر معده و این که طعام در معده هضم نمی شود، حضرت فرمود: چرا نمی گیری آن نبیذی را که ما می خوریم و باعث هضم طعام می شود و قراقر و بادهای شکم را دفع می کند؟

پس فرمود: یک صاع از مویز بگیر و دانه اش را بیرون کن و پاک بشوی و در ظرف کن و آن قدر آب بر آن بریز که همه را بپوشاند، و در زمستان سه شبانه روز بگذرد و در تابستان یک شبانه روز، پس صاف کن و آب صافش را در دیگ کن دو حصه برود و یک حصه بماند پس نیم رطل عسل را در دیگ بریز و آن قدر بجوشان که آن قدر شود که پیش از عسل ریختن شده بود، پس زنجبیل و خولنجان و دارچینی و زعفران و قرنفل و مصطکی را بگیر و همه را بکوب و در میان دیگ بینداز که چند جوشی بزند، پس دیگ را پایین گذار تا سرد شود، صاف کن و هر صبح و پسین قدری از آن بخور. راوی گفت: چنان کردم و آزارم برطرف شد.

 

برگرفته از کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی ره

 

 

 

 

 

 

 

 

خواندن 532 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.