فصل سوم:انواع درمان که از ائمه علیهم السلام وارد شده است و بیان جواز رجوع به اطبّا

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم منقول است: درد سه است و دوا سه است، پس درد:مره است و بلغم و خون، و دوای خون، حجامت و دوای مره، مسهل و دوای بلغم، حمام است.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: از دوای پیغمبران است حجامت کردن، نوره کشیدن، دوا در دماغ چکانیدن.

از امام محمّد باقرعلیه السلام منقول است: بهترین دواهای شما، حقنه و دوا در بینی چکانیدن و حجامت کردن و حمام رفتن است.

در حدیت دیگر فرمود: طب عرب در حجامت و حقنه است، آخر دوای ایشان داغ کردن است.

در حدیث دیگر فرمود: طبابت در هفت چیز است: حجامت و حقنه و دوا در بینی کردن و حمام رفتن و قی کردن و خوردن عسل و آخر دوای ایشان داغ است.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: حقنه از جمله دواهای عظیم است، شکم را بزرگ می کند. فرمود: دوا چهار چیز است؛ حجامت و دارو مالیدن و قی کردن و حقنه کردن. و فرمود: طب عربان حجامت و حقنه و حمام رفتن و قی کردن و دوا در بینی کردن است، آخر دوا داغ  سوختن است.

از امیر المؤمنین علیه السلام منفول است: حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: بهتر چیزی که به آن مداوا کنید، حقنه است، شکم را فربه می کند، دردهای اندرون را پاک می کند، بدن را قوّت می دهد. و فرمود: روغن بنفشه در بینی بچکانید.

در فقه الرضاعلیه السلام مذکور است، که حمیه و امساک سر همه دواهاست و معده، خانه دردهاست و هر بدنی را بده آنچه او را عادت فرموده. فرمود: اجتناب کن از دوا خوردن تا بدنت تاب دارد و فرمود: هرگاه گرسنه شوی طعام بخور، هرگاه تشنه شوی آب بخور، هرگاه که بول آمد بکن، تا ضرورت نشود جماع مکن، هرگاه که تو را خواب گیرد خواب بکن، چون چنین کنی بدنت صحیح می باشد همیشه. و فرمود: حق تعالی دوا را مانع می شود از تأثیر کردن تا وقتی که مقدر شده است که آن مرض تا آن وقت باشد، چون آن مدت منقضی شد دوا را رخصت اثر می دهد و به آن دوا شفا می یابد، مگر آن که پیش از آن مدت دعا یا تصدق یا کارهای خیر بکند که خدا پیشتر از آن مدت دوا را رخصت تأثیر دهد.

فرمود: در عسل شفای هر دردی هست، هرکه یک انگشت عسل ناشتا بخورد بلغم را دفع می کند، سودا را برطرف می کند، ذهن را صاف می کند هرگاه باکندر خورده شود. و آب سرد حرارت صفرا را فرو می نشاند، طعام را هضم می کند، اخلاطی که در فم معده است می گدازد، تب را برطرف می کند. فرمود: اگر چیزی بدن را فربه کند، مالیدن بدن است، جامه های نرم پوشیدن و بوی خوش کردن و حمام رفتن. اگر مرده را مالندگی کنند، زنده شود بعید نیست. و تصدق، بلاهای آسمانی را دفع می‌کند، قضای محکم را برطرف می کند.

فرمود: بیماری را نمی برد چیزی مانند دعا و تصدق و آب سرد. فرمود: منتهای پرهیز و امساک چهارده روز است، پرهیز نه آن است که چیزی نخورد، بلکه آن است که کمتر بخورد، که صحت و مرض در بدن آدمی با یکدیگر در مقام معارضه و مقاتله اند، پس هر وقت که صحت غالب آمد، بیماربه شعور می آید، اشتهای طعام به هم می رساند، پس هرگاه که طعام بطلبد بدهد که شاید شفایش در آن باشد. فرمود: شفای هر درد در قرآن است، پس بیماران خود را مداوا کنید به تصدق، و طلب شفا کنید به قرآن، هرکه را قرآن شفا ندهد، هیچ چیز سبب شفای او نیست.

از امام محمّد باقرعلیه السلام منقول است: هرکه دردها در بدن خود یابد و حرارت را بر مزاج خود غالب یابد، با زنان جماع کند که حرارت را فرو می نشاند.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: عامه دردها و بیماری ها از غلبه صفرا و سودا و خون سوخته شده و بلغم زیاد می باشد، پس باید که آدمی تعهد احوال خود بکند، پیش از آن که این ها بر او غالب شود و او را هلاک کند.

از حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم به اسانید معتبره منقول است: دوا کنید بیماران خود را به تصدق. فرمود: تصدق بلاهای محکم را دفع می کند. فرمود: تصدق مرگ های بد را از صاحبش دفع می کند.

در روایت دیگر منقول است: شخصی به امام موسی کاظم علیه السلام عرض کرد که، با ده نفر از عیالم همه بیماریم. فرمود: ایشان را دوا کنید به تصدق، و هیچ چیز بیشتر و زودتر از تصدق نفع نمی کند.

به سند معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است: شخصی بیمارشد و امیر المؤمنین علیه السلام به او فرمود: از زن خود یک درهم از مهری که به او داده ای بطلب که به تو ببخشد و عسل بخر و به آب باران بخور. آن شخص چنین کرد، شفا یافت. از سبب این پرسیدند از آن حضرت. فرمود: حق تعالی می فرماید: اگر زنان از مهر خود به شما به طیب خاطر چیزی ببخشند، بخورید گوارا با عاقبت نیک. و در باب عسل می فرماید که در آن شفاست از برای مردمان. و در باب باران می فرماید: فرستادیم از آسمان آبی مبارک. پس در این جا گوارایی و حسن عاقبت و برکت و شفا همه جمع شد.

در حدیت دیگر منقول است: مرد پیری به خدمت حضرت صادق علیه السلام آمد و عرض کرد که دردی دارم، برای آن درد اطبا شراب گفته اند، آیا بخورم؟ حضرت فرمود: چرا دوای خود نمی کنی آبی را که خدا فرموده است که همه چیز به آن زنده است؟ گفت: با من موافقت نمی کند. فرمود: چرا عسل نمی خوری که شفای مردمان گردانیده است؟ گفت: به دستم نمی آید. فرمود: چرا شیر نمی خوری که گوشت و استخوان بدنت از شیر پرورده است؟ گفت: با طبعم موافقت نمی کند. فرمود: می خواهی تو را رخصت بدهم که شراب بخوری و اللَّه هرگز نکنم.

در حدیث معتبر دیگر از آن حضرت منقول است: راه رفتن بیمار باعث نکس مرض و زیادتی آن می شود.

در حدیث معتبر دیگر منقول است: شخصی به آن حضرت عرض کرد: بیماران که نزد ما بیمار می شوند، اطبا ایشان را امر به امساک و پرهیز می کنند. فرمود: ما اهل بیت امساک نمی کنیم مکر از خرما، و خود را مداوا می کنیم به سیب و آب سرد. پرسید: چرا از خرما امساک می کنید؟ فرمود: برای آن که حضرت پیغمبرصلی الله علیه وآله وسلم امیر المؤمنین علیه السلام را در بیماری از آن امساک فرمود.

در روایت دیگر از آن حضرت پرسیدند: تا چند روز می باشد پرهیز و امساک بیمار؟ فرمود: تا ده روز.

در حدیث صحیح دیگر فرمود: پرهیز و امساک بعد از هفت روز دیگر نفعی ندارد.

از امام موسی کاظم علیه السلام منقول است: پرهیز آن نیست که در اصل چیزی نخوری، بلکه آن است که بخوری و کمتر بخوری.

در حدیث معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است: موسی بن عمران علیهما السلام مناجات کرد: پروردگارا! درد را که می دهد؟ خطاب رسید: من. پرسید: دوا از کیست؟ خطاب رسید: از من. پرسید: پس چه می کنند مردم را این حکیمان؟ خطاب رسید: دل های مردم را خوش می کنند.

در حدیث صحیح منقول است: علی بن جعفر از امام موسی کاظم علیه السلام سؤال کرد از داغ کردن بیماران و عوذها و افسون ها بر ایشان خواندن. فرمود: باکی نیست در داغ کردن و افسونی که معنی اش را دانی.

در حدیث صحیح دیگر منقول است که شخصی از آن حضرت پرسید: من محتاج می شوم به طبیب نصرانی و به نزد او معالجه می روم و بر او سلام می کنم و او را دعا می کنم؟ فرمود: باکی نیست، از دعا و سلام تو به او نفعی نمی رسد.

در حدیث دیگر فرمود: تا ممکن هست رجوع به معالجه طبیبان مکنید، که این مانند عمارت کردن است که اندکش به بسیار می کشد.

از امیر المؤمنین علیه السلام منقول است: مسلمانان باید دوا نکنند، تا غالب نشود بیماری او بر صحتش.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: هرکه صحتش بر بیماری اش غالب باشد و معالجه کند و بمیرد من از او بیزارم.

در حدیث دیگر قرمود: هرکه با این حال دوا بخورد، اعانت بر کشتن خود کرده است.

در حدیث دیگر منقول است که از امام محمّد باقرعلیه السلام پرسیدند: به معالجه طبیب یهودی و نصرانی عمل می توان کرد؟ فرمود: باکی نیست، شفا به دست خداست.

در روایت دیگر از حضرت صادق علیه السلام پرسیدند: شخصی دوا می خورد و گاه هست که او را می کشد و گاه شفا می یابد، اما بیشتر آن است که شفا می یابد. فرمود: حق تعالی دوا را فرستاده است و شفا را می فرستد، هیج دردی را خلق نکرده است مگر آن که دوایی برای آن آفریده است، بخور و نام خدا ببر در وقت خوردن.

از امام محمّد باقرعلیه السلام پرسیدند: زنی یا مردی چشمش آب سیاه می آورد، اطبّا می گویند که چشم تو را میل می زنیم می باید یک ماه یا چهل روز بر پشت بخوابی و حرکت نکنی و به آن حال نماز به ایماء بکند. حضرت فرمود: چون مضطرّ است باکی نیست.

از حضرت صادق علیه السلام منقول است: پیغمبری از پیغمبران بیمار شد، پس گفت: دوا نمی کنم تا آن کسی که مرا درد داده است شفا بدهد. حق تعالی به او وحی فرستاد: تا دوا نکنی من شفا ندهم.

در حدیث دیگر منقول است: شخصی به آن حضرت عرض کرد که من جراحت ها را می بُرم و داغ می کنم به آتش. فرمود: باکی نیست. گفت: دواهای تلخ که سمیت دارد به مردم می دهم مثل غاریقون.

فرمود: باکی نیست. گفت: گاه هست که بمیرد. فرمود: هر چند بمیرد باکی نیست. و گفت: گاه هست که شراب و برّه می دهم که بخورند. فرمود: در حرام شفا نمی باشد.

در حدیث معتبر دیگر منفول است که شخصی به آن حضرت عرض کرد: شخصی دوا می خورد و رگ های بدنش را می برند و گاه منقطع می شود و بسیار است که او را می کُشد. فرمود: بُکشد.

در حدیث دیگر عرض کردند: شخصی داغ می سوزاند بر بدن و گاه هست که می کُشد. فرمود: شخصی در زمان حضرت پیغمبرصلی الله علیه وآله وسلم داغ سوزاند و حضرت بر بالای سرش ایستاده بودند.

در حدیث معتبر از حضرت موسی بن جعفرعلیهما السلام منقول است: هیچ دوایی نیست مگر آن که درد را برمی انگیزد، هیچ چیز در بدن نافع تر از این نیست که تا محتاج نشوی تصرف در بدن نکنی.

 

برگرفته از کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی ره

 

 

 

 

خواندن 213 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.