فصل هفتم:آنچه سزاوار است که در نگین نقش کنند

حسین بن خالد به خدمت امام رضاعلیه السلام عرض کرد: آیا جایز است شخصی استنجا کند و در دستش انگشتری باشد که نقش نگینش «لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ» باشد؟ حضرت فرمود: خوب نمی‌دانم این را از برای او. گفت: مگر رسول خدا و پدران شما - علیهم السلام - با انگشتر استنجا نمی کردند؟ فرمود: بلی ولیکن ایشان انگشتر را در دست راست می کردند. پس از خدا بترسید و افترا بر ایشان مبندید. پس فرمود: نقش نگین حضرت آدم علیه السلام «لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ » بود، با خود از بهشت آورده بود.

و حضرت نوح علیه السلام چون به کشتی سوار شد، حق تعالی به او وحی فرمود: ای نوح! چون از غرق شدن بترسی، هزار مرتبه «لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ» بگو، پس دعا کن تا من تو را و مؤمنان را از غرق شدن نجات دهم. پس چون کشتی به راه افتاد، باد تندی وزید، حضرت نوح علیه السلام از غرق شدن ترسید و او را مچال آن نشد که هزار مرتبه «لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ» بگوید. به زبان سریانی گفت: «هلولیا ألفاً ألفاً یا ماراتقاً»، پس طوفان برطرف شد و کشتی به راه افتاد، پس حضرت نوح علیه السلام فرمود: سخنی که خدا مرا به آن نجات بخشید سزاوار است که همیشه با من باشد، پس در انگشتر خود ترجمه آن را به عربی نقش کرده: «لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ اَلْفَ مَرَّهٍ یا رَبِّ اَصْلِحْنِی».

و حضرت ابراهیم علیه السلام را چون در کفه منجنیق گذاشتند که در آتش اندازند، جبرئیل به خشم آمد. حق تعالی به او وحی فرمود: چه چیز باعث غضب تو گردیده است؟ گفت: پروردگارا! خلیل تو است و هیچ کس نیست در این وقت که تو را به یگانگی پرستد به غیر از او. دشمن خود و دشمن او را بر او مسلط گردانیده. پس خداوند عالم به او وحی فرستاد که ساکت باش. کسی تعجیل در امور می کند که مثل تو بنده من است؟ هرگاه که خواهم او را می گیرم. پس جبرئیل خاطرش مطمئن شد و به جانب ابراهیم ملتفت شد. گفت: آیا تو را حاجتی و کاری در این وقت هست؟ فرمود: به تو نه. پس حق تعالی انگشتری برای او فرستاد که در آن، شش حرف نقش شده بود: «لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلّا بِاللَّهِ، فَوَّضْتُ اَمْرِی اِلَی اللَّهِ، اَسْنَدْتُ ظَهْرِی اِلَی اللَّهِ، حَسْبِیَ اللَّهُ». پس خدا وحی نمود که انگشتر را در دست کن که آتش را بر تو سرد و سلامت می گردانم.

و نقش نگین حضرت موسی علیه السلام دو حرف بود که از تورات بیرون آورده، «اِصْبِرْ تُوچَرْ اُصْدُقْ تُنْجَ؛ صبر کن تا مزد یابی، راست بگو تا نجات یابی». و نقش نگین حضرت سلیمان علیه السلام این بود؛ «سُبْحانَ مَنْ اَلْجَمَ الجِنَّ بِکَلِماتِهِ». و نقش نگین حضرت عیسی علیه السلام دو حرف بود که از انجیل بیرون آورده بود: «طُوبی لِعَبْدٍ ذُکِرَ اللَّهُ مِنْ اَجْلِهِ وَوَیْلٌ لِعَبْدٍ نُسِیَ اللَّهُ مِنْ اَجْلِهِ؛ خوشا حال بنده ای که یاد کرده شود خدا به سبب او. و وای بر بنده ای که خدا فراموش شود از خاطره ها به سبب او».

و نقش نگین حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم این بود: «لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ». و نقش نگین امام حسن علیه السلام: «اَلعِْزَّهُ للَّهِ ِ» بود و نقش نگین امام حسین علیه السلام: «اِنَّ اللَّهَ بالِغُ اَمْرِهِ». و حضرت علی بن الحسین علیهما السلام انگشتر پدر خود را در دست می کردند و امام محمّد باقرعلیه السلام نیز انگشتر امام حسین علیهما السلام را در دست می کردند. و نقش انگشتر امام جعفر صادق علیه السلام: «اَللَّهُ وَلِیِّی وَعِصْمَتِی مِنْ خَلْقِهِ» بود و نقش انگشتر امام موسی کاظم علیه السلام: «حَسْبِیَ اللَّهُ» بود. پس جناب امام رضاعلیه السلام دست دراز کردند و نمودند انگشتر پدر خود را که در دست داشتند.

و در حدیث صحیح از امام جعفر صادق علیه السلام منقول است: نقش نگین حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم: «مُحَمّدٌ رَسُولُ اللَّهِ» بود، و نقش نگین امیر المؤمنین علیه السلام: «اَللَّهُ المَلِکُ» بود، و نقش نگین امام محمّد باقرعلیه السلام: «اَلعِزَّهُ للَّهِ ِ» بود.

و در حدیث معتبر دیگرمنقول است: از آن حضرت پرسیدند: آیا کراهت دارد که کسی در نگین غیر نام خود و پدر خود چیزی نقش کند؟ حضرت فرمود: نقش انگشتر من: «اَللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ ءٍ» است، و نقش انگشتر پدرم: «اَلعِزَّهُ للَّهِ ِ» بود، و نقش انگشتر امام زین العابدین علیه السلام: «اَلحَمْدُ للَّهِ ِ العَلِیِّ» بود، و نقش انگشتر امام حسن و امام حسین علیهما السلام: «حَسْبِیَ اللَّهُ» بود، و نقش انگشتر امیر المؤمنین علیه السلام: «اَللَّهُ المَلِکُ» بود.

در روایت معتبر دیگر منقول است: نقش نگین امام چعفر صادق علیه السلام این کلمات بود: «اَللَّهُمَّ اَنْتَ ثِقَتِی فَقِنِی شَرَّ خَلْقِکَ».

در حدیث صحیح از امام رضاعلیه السلام منقول است: نقش نگین امام جعفر صادق علیه السلام: «اَنْتَ ثِقَتِی فَاعْصِمْنِی مِنَ النّاسِ» بود، و نقش نگین امام موسی کاظم علیه السلام: «حَسْبِیَ اللَّهُ» بود و در زیرش شکل گلی و در بالایش هلالی نقش کرده بود.

در حدیث صحیح دیگر منقول است: نقش نگین امام رضا: «ما شآءَ اللَّهُ لا قُوَّهَ اِلّا بِاللَّهِ» بود.

و در حدیث معتبر دیگر از امام رضاعلیه السلام منقول است: نقش نگین امام زین العابدین علیه السلام این بود: «خَزِیَ وَشَِقیَ قاتِلُ الحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ».

عبد اللَّه بن سنان می گوید: حضرت صادق علیه السلام انگشتر حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم را به من نمود، نگین سیاهی داشت و در دو سطر نوشته بود: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ».

در حدیث معتبر منقول است: حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم نهی فرمود از آن که صورت چیزی از حیوانات را بر آن انگشتر نقش کنند.

و از حضرت صادق علیه السلام منقول است: عقل مردان را در سه چیز امتحان می توان کرد: در درازی ریشش و نقش انگشترش و کینتش.

در حدیث دیگر فرمود: هرکه نقش کند بر انگشترش: «ما شآءَ اللَّهُ لا قُوَّهَ اِلّا بِاللَّهِ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ» ایمن شود از فقر شدید.

و از جانب امام رضاعلیه السلام منقول است: نقش نگین امام محمّد باقرعلیه السلام چنین بود: «ظَنِّی بِاللَّهِ حَسَنٌ وَبِالنَّبِیِّ المُؤْتَمَنِ وَبِالوَصِیِّ ذِی المِنَنِ وَبِالحُسَیْنِ وَالحَسَنِ».

در روایت دیگر از امام محمّد باقرعلیه السلام مروی است: انگشتر امیر المؤمنین علیه السلام از نقره بود، نقشش: «نِعْمَ القادِرُ اللَّهُ» بود. و در بعضی روایات وارد است که نقش نگین امیر المؤمنین علیه السلام: «اَلمُلْکُ للَّهِ ِ» بود.

در روایت دیگر، انگشتری داشت از حدید صینی سفید صاف، این کلمات در آن نقش فرموده بود در هفت سطر، و در جنگ ها و شدّت ها در دست می کردند. کلمات این است: «اَعْدَدْتُ لِکُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ، وَلِکُلِّ کَرْبٍ لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلّا بِاللَّهِ، وَلِکُلِّ مُصِیبَهٍ نازِلَهٍ حَسْبِیَ اللَّهُ، وَلِکُلِّ ذَنْبٍ کَبِیرَهٍ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ، وَلِکُلِّ هَمٍّ وَغَمٍّ قادِحٍ ما شآءَ اللَّهُ، وَلِکُلِّ نِعْمَهٍ مُتَجَدِّدَهٍ اَلحَمْدُ للَّهِ ِ، ما بِعَلِیِّ بْنِ اَبِی طالِبٍ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ فَمِنَ اللَّهِ».

و از اسماعیل بن موسی منقول است: انگشتر امام جعفر صادق علیه السلام تمامش از نقره بود و بر آن نقش بود: «یا ثِقَتِی قِنِی شَرَّ جَمِیعِ خَلْقِکَ».

و از امام باقرعلیه السلام منقول است: هرکه در انگشتر خود آیه ای از قرآن نقش کند، آمرزیده شود.

ابن طاووس رحمه الله به روایت قاسم بن العلا نقل کرده است از صافی، خادم امام علی نقی علیه السلام که رخصت طلبیدم از آن حضرت، که به زیارت جدّش امام رضاعلیه السلام بروم. فرمود: با خود انگشتری داشته باش که نگینش عقیق زرد باشد و نقش نگین: «ما شآءَ اللَّهُ لا قُوَّهَ اِلّا بِاللَّهِ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ» باشد، و بر روی دیگر نگین محمّد و علی علیهما السلام نقش کرده باشد. چون این انگشتر را با خود داری، امان یابی از شرّ دزدان و راه زنان. و برای سلامتی تو تمام تر است و دین تو را حفظ کننده تر است.

خادم گفت: بیرون آمدم و انگشتری که حضرت فرمود، به هم رسانیدم و برگشتم که وداع کنم. چون وداع کردم و دور شدم، فرمود که مرا برگردانند. چون برگشتم. گفت: ای صافی! گفتم: لبّیک ای آقای من! فرمود: باید انگشتر فیروزه هم با خود داشته باشی به درستی که در میان طوس و نیشابور، شیری بر خواهد خورد به تو و قافله را منع خواهد کرد از رفتن، تو پیش برو و این انگشتر را به شیر بنما و بگو: مولای من می گوید که دور شو از راه. و باید که بر یک طرف نگین فیروزه: «اَللَّهُ المَلِکُ» نقش کنی، و بر طرف دیگر: «اَلمُلْکُ للَّهِ ِ الواحِدِ القَهّارِ». زیرا نقش انگشتر امیر المؤمنین علیه السلام: «اَللَّهُ المَلِکُ» بود، چون خلافت آن جناب برگشت، «اَلمُلْکُ للَّهِ ِ الواحِدِ القَهّارِ» نقش کرد و نگینش فیروزه بود. چنین نگینی امان بخشد از حیوانات درّنده، و باعث ظفر و غلبه در جنگ ها شود.

خادم گفت: رفتم به سفر. به خدا سوگند! که در همان مکان که حضرت فرموده بود، شیر بر سر راه آمد، آنچه فرموده بود، به عمل آوردم و شیر برگشت. چون از زیارت برگشتم، آنچه گذشته بود، به خدمت آن جناب عرض کردم. فرمود: یک چیز ماند که نقل نکردی، اگر خواهی من نقل کنم؟ گفتم: ای آقای من! شاید فراموش کرده باشم. فرمود: شبی در طوس نزدیک روضه امام رضاعلیه السلام خوابیده بودی. گروهی از جنّیان به زیارت قبر می رفتند. آن نگین رادر دست تو دیدند و نقش آن را خواندند. پس آن را از دست تو به در آوردند و بردند به نزد بیماری که داشتند، و آن انگشتر را در آب شستند و آب را به بیمار خود خوراندند و بیمارشان صحّت یافت. پس انگشتر را برگرداندند. و تو در دست راست کرده بودی، ایشان در دست جپ تو کردند. چون بیدار شدی بسیار تعجّب کردی و سببش را ندانستی و بر بالین خود یاقوتی یافتی و آن را برداشتی و الحال همراه تو است، ببر بازار و آن را به هشتاد اشرفی خواهی فروخت. و این یاقوت، هدیه آن جنّیان است که برای تو آورده بودند. خادم گفت: یاقوت را بردم به بازار و هشتاد اشرفی فروختم.

و ایضاً سیّد بن طاووس رحمه الله روایت کرده است: شخصی آمد به خدمت امام جعفر صادق علیه السلام و گفت: من می ترسم از حاکم شهر جزیره. و می ترسم که دشمنان من او را با من به خشم آورند. و ایمن نیستم از آن که مرا بکشند. آن جناب فرمود: انگشتری بساز که نگین آن، حدید صینی باشد. و بر روی نگین، سه سطر نقش کن. در سطر اوّل «اَعُوذُ بِجَلالِ اللَّهِ» و در سطر دوم «اَعُوذُ بِکَلِماتِ اللَّهِ» و در سطر سوم «اَعُوذُ بِرَسُولِ اللَّهِ» و در زیر نگین دو سطر نقش کن، سطر اوّل «آمَنْتُ بِاللَّهِ وَکُتُبِهِ» و سطردوم «اِنِّی واثِقٌ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ» و در سطر سوم، زیر نگین نقش کن «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ مُخْلِصاً». و در دست کن آن انگشتر را در هر حاجتی که بر تو دشوار شود و در وقتی که از آزار احدی از مردم ترسی. و په درستی که حاچت هایت برآورده می شود، و ترس هایت به ایمنی مبدّل می شود. و زنی که زاییدن بر او دشوار شود، بر او بندید که به مشیّت خدا به زودی وضع حمل او می شود. و همچنین دفع می کند اثر چشم بد را. و حذر کن که نجاستی و چربی به آن نگین نرسد. و با خود به حمّام و بیت الخلاء مبر. و خوب محافظت نما آن را که از اسرار خدا است. و شما شیعیان، از دشمنان خود می ترسید بر جان خود که باید که این انگشتر را داشته باشید، و از دشمنان پنهان دارید. و تعلیم مکنید، مگر به کسی که اعتماد بر او داشته باشید. راوی حدیث گفت: من تجربه کردم و اثرش را یافتم.

از امام محمّد باقرعلیه السلام روایت کرده است: هرکه صبح کند، در دستش انگشتر عقیق باشد، که در انگشت دست راست کرده باشد، پیش از آن که نظرش بر کسی بیفتد، نگین آن را به جانب کف دست بگرداند و به آن نظر کند و سوره قدر را تا آخر بخواند. پس بگوید؛ «آمَنْتُ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَکَفَرْتُ بِالجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَآمَنْتُ بِسِرِّ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَلانِیَتِهِمْ وَظاهِرِهِمْ وَباطِنِهِمْ وَاَوَّلِهِمْ وَآخِرِهِمْ» چون چنین کند، خداوندِ عالمیان، او را نگاه دارد آن روز، از شرّ آنچه از آسمان نازل می شود و آنچه بالا می رود به سوی آسمان و آنچه در زمین فرو می رود و آنچه از زمین بیرون می آید. و در حرز و حمایت خدا باشد تا شام.

و در حدیث دیگر منقول است هرکه انگشتری از عقیق بسازد و در نگین آن نقش کند: «مُحَمَّدٌنَبِیُّ اللَّهِ وَعَلِیٌّ وَلِیُّ اللَّهِ»، خدا او را از مرگ بد، نگاه دارد و نمیرد مگر بر دین حق.

 

برگرفته از کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی ره

خواندن 151 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.