مصباح دویم: در بیان انواع تکبر است.

بدان که تکبر، خود را بزرگ دانستن، و اظهار کبریا و عظمت کردن، و بزرگی را بر خود بستن است. و این انواع می دارد: یک نوعش از همه بدتر است و موجب کفر است و در بسیاری از احادیث تکبر را به آن تفسیر کرده اند آن است که: تکبر کند از بندگی خدا و از تابع شدن پیغمبران و اوصیا و علما و اهل حق و از انقیاد متابعت حق و از قبول کردن فضیلت جماعتی که حق تعالی ایشان راتفضیل داده است، مانند تکبری که کفار می کردند از متابعت پیغمبران، و منافقین می کردند از متابعت اوصیای ایشان، به اعتبار این که نخوت ایشان مانع بود از این که تابع شخصی شوند که به حسب عقل ناقص و دیده های کور ایشان از ایشان حقیرتر است، و اقرار به فضیلت او بکنند؛ چنانچه در خطبه قاصعه گذشت. وع دیگرش حقیر شمردن مردم است و خود را از دیگران بهتر دانستن.

نوع دیگرش، که از نوع سابق حاصل می شود، خانه های رفیع ساختن است برای اظهار زیادتی، و جامه های نفیس پوشیدن، و بر اسبان نفیس سوار شدن، و خادمان بسیار داشتن به قصد تفوق و رفعت بر امثال و اقران و فقرا و مساکین. نوع دیگر آن است که از مردم توقع تواضع داشتن و شکستگی نمایند و خود نسبت به ایشان ترفع کنند و طبعشان مایل باشد که مردم ذلیل ایشان باشند، و خواهش عزت و رفعت داشته باشند، و در راه رفتن و نشستن و برخاستن و سایر حرکات و سکنات تمکین و وقار بر خود بندند، و گردنکشی کنند، و در مجالس بالانشینی طلبند، و از اعمال خیری که منافی وقار ایشان است ابا نمایند. و این انواع همه به یکدیگر نزدیک است و بر یکدیگر بسته اند. و انواع دیگر هست که به اینها برمی گردد. و اخبار بر این مضامین بسیار است. چنانچه به سند معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است که: اعظم افراد کبر آن است که سفاهت شماری حق را، و حقیر شماری مردم را. پرسیدند که: سفیه شمردن حق کدام است؟ فرمود که: آن است که جاهل باشی به حق،و طعن کنی اهل حف را.

و در حدیث دیگرمنقول است که: شخصی به آن حضرت عرض نمود که: من طعام نیکو می خورم، و بوی خوش می بویم، و بر اسب نفیس سوار می شوم، و غلام از پی خود می برم. آیا در اینها تجبر و تکبر هست؟ حضرت فرمود که: جبار ملعون آن است که مردم را حقیر داند، و حق را جهالت شمارد. راوی گفت که: من حق را جهالت نمی شمارم، و اما تحقیر مردم را نمی دانم. فرمود که: کسی که مردم را سهل شمارد و تجبر و زیادتی بر ایشان کند، اوست جبار. و در حدیث دیگر فرمود که: داخل بهشت نمی شود کسی که به قدر سنگینی یک حبه خردل از کبر در دلش باشد. راوی گفت که: انا لله و انا الیه راجعون. فرمود که: چرا استرجاع می کنی؟ عرض نمود که: برای این که می فرمایی، و حال آن که کسی نیست که تکبر نداشته باشد. فرمود که: درست نفهمیدی. تکبری که من گفتم مراد، انکار حق است. و به سند معتبر منقول است که: حضرت رسول صلی الله علیه و آله روزی بر جماعتی گذشتند که در یک جا مجتمع شده بودند. حضرت پرسیدند که: برای چه در اینجا جمع شده اید؟

گفتند: دیوانه ای در اینجا هست و از روی صَرع و جنون حرکات می کند. فرمود که: این مجنون نیست بلکه مبتلا شده است به بلایی. مجنونی که سزاوار است که او را مجنون گویند آن است که در راه رفتن خود تَبَختر کند، و به سبب عجب به راست و چپ خود نظر کند و بر خود بالد، و دوشها و پهلوهای خود را متکبرانه حرکت دهد، و تمنای بهشت از خدا نماید با آن که مشغول معصیت خدا باشد، و مردم از شرش ایمن نباشند و امید خیر از او نداشته باشند. این است دیوانه، و آن که شما می کویید مبتلاست. و در حدیث معتبر دیگر از آن حضرت منفول است که: در وقتی که امت من به تبختر راه روند، و دستها را در راه رفتن دراز کشند، و غلامان فارسی و رومی خدمت ایشان کنند، جنگ و نزاع در میان ایشان به هم خواهد رسید و به دفع یکدیگر مشغول خواهند شد. و به سند دیگر منقول است که آن حضرت فرمود که: جبرئیل مرا خبر داد که بوی بهشت از هزار سال راه شنیده می شود، و نمی شنود آن را عاق پدر و مادر، و قطع کننده رحم، و پیر زناکار، و کسی که جامه خود را به خیلا و تکبر بر زمین کشد، و کسی که مردم را فتنه کند و گمراه کند، و کسی که منت بسیار بر مردم گذارد، و صاحب حرصی که از دنیا سیر نشود. و به سند دیگر از آن حضرت منقول است که: هر که بنا کند بنایی از برای ریا و سُمعه، حق تعالی در روز قیامت آن خانه را تا هفتم طبقه زمین طوقی کند از آتش و در گردن او افکند و بعد از آن او را در جهنم اندازد. صحابه گفتند که: یا رسول الله چگونه است بنا کردن به ریا و سُمعَه؟ فرمود که: آن است که زیاده از قدر حاجت بنا کند برای مباهات و مفاخرت بر دیگران.

و نهی فرمود از این که کسی از روی خیلا و تکبرراه رود. و فرمود که: هر که جامه ای بپوشد و در آن جامه تکبر کند خدا او را از کنار جهنم فرو برد، و قرین قارون باشد در جهنم. زیرا که او اول کسی است که خیلا و تکبر کرد و به سبب آن خدا او را و خانه اش را به زمین فرو برد. و هر که اختیال می کند، با خدا منازعه کرده است و جبروت خدا.

و فرمود که: هر که بَغی و تطاول کند بر فقیری یا او را حقیر شمارد حق تعالی او را حشر نماید در روز قیامت به قدر مورجه های ریزه به صورت آدم تا داخل جهنم شود.

 

برگرفته از کتاب عین الحیات علامه مجلسی ره

خواندن 293 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.