[در مذمّت تکبّر] اشاره

یا أباذر من أحب أن یتمثل له الرجال قیاما، فلیتبوء مقعده من النار. یا أباذر من مات و فی قلبه مثقال ذره من کبر لم یجد رائحه الجنه الا أن یتوب قبل ذلک. فقالرجل: یا رسول الله انی لیعجبنی الجمال حتی وددت أن علافه سوطی و قبال نعلی حسن. فهل یرهب علی ذلک؟ قال: کیف تجد قلبک؟ قال: أجده عارفا للحق مطمئنا الیه. قال: لیس ذلک بالکبر. ولکن الکبر أن تترک الحق وتتجاوزه الی غیره، و تنظر الی الناس و لا تری أن أحدا عرضه کعرضک و لا دمه کدمک. یا أباذر أکتر من یدخل النار المستکبرون. فقال رجل: و هل ینجو من الکبر أحد یا رسول الله؟ قال: نعم من لبس الصوف، و رکب الحمار، و حلب العنز، و جالس المساکین. یا أباذر من حمل بضاعته، فقد بری ء من الکبر - یعنی ما یشتری من السوق. یا أباذر من جر ثوبه خیلاء لم ینظر الله عز و جل الیه یوم القیامه. یا أباذر من رفع ذیله و خصف نعله و عفر وجهه، فقد بری ء من الکبر. یا أباذر من کان له قمیصان فلیلبس أحدهما و لیکس فی الأخر أخاه. یا أباذر سیکون ناس من أمتی یولدون فی النعیم و یغذون به. همتهم ألوان الطعام و الشراب، و یمدحون بالقول. اولئک شرار أمتی. یا أباذر من ترک لبس الجمال و هو یقدر علیه تواضعا لله عز و جل، فقد کساه حله الکرامه. یا أباذر طوبی لمن تواضع لله تعالی فی غیر منقصه، و أذل نفسه فی غیر مسکنه، و أنفق مالا جمعه فی غیر معصیه، و رحم أهل الذل و المسکنه، و خالط أهل الفقه و الحکمه. طوبی لمن صلحت سریرته، و حسنت علانیته، و عزل عن الناس شره. طوبی لمن عمل بعلمه، و أنفق الفضل من ماله، و أمسک الفضل من قوله. یا أباذر البس الخشن من اللباس، و الصفیق من الثیاب لئلا یچد الفخر فیک مسلکا.

ای ابوذر هر که دوست دارد که مردم در برابرش بایستند، پس جای خود را در آتش جهنم مهیا کند (و بداند که از اهل جهنم است). ای ابوذر هر که بمیرد و در دلش به قدر سنگینی ذره ای از کبرباشد، نشنود بوی بهشت را، مگر آن که پیش از مردن توبه کند. پس شخصی گفت که: یا رسول الله مرا خوش می آید جمال، و دوست می دارم زینت را. حتی آن که می خواهم علاقه تازیانه ام و بند نعلم نیکو باشد. آیا به سبب این حال بر من خوف این هست که تکبر داشته باشم؟ حضرت فرمود که: دل خود را چگونه می یابی؟ گفت: دل خود را عارف و دانا می یابم به حق، و اطمینان و قرار دارد به سوی حق، و از قبول حق ابا ندارد، و شک و تزلزل در آن نیست. فرمود که: پس این حال کبر نیست. ولیکن کبر آن است که حق را ترک کنی، و از حق درگذری به سوی غیرحق، و نظر کنی به مردم و چنین دانی که هیچ کس عِرضش مثل عرض تو نیست، و خونش مثل خون تو نیست. (یعنی خود را در هر باب بر مردم زیادتی دهی و مردم را حقیر شماری).

ای ابوذر اکثر جماعتی که داخل آتش جهنم می شوند متکبران اند. پس شخصی عرض کرد که: آیا از کبر کسی نجات دارد یا رسول الله؟ فرمود که: بلی؛ کسی که پشم بپوشد، و بر الاغ سوار شود، و بز را به دست خود بدوشد، و با مسکینان و فقیران همنشینی کند. ای ابوذر هر کهبضاعت خود را - یعنی جیزی که از بازار از برای عیال خود می خرد - خود بردارد، بری می شود از تکبر. ای ابوذر هر که چامه خود را بر زمین بکشد از روی خُیلا و تکبر، حق تعالی نظر رحمت به سوی او نکند در روز قیامت. ای ابوذر هر که دامن جامه اش را بردارد (به این که جامه را کوتاه بدوزد، یا اگر بلند باشد بر زند و بر زمین نکشد چنانچه متکبران عرب می کرده اند)، و نعلش را پینه بزند، و رویش را نزد خدا بر خاک بمالد، به تحقیق که بری می شود از کبر. ای ابوذر هر که دو پیراهن داشته باشد باید که یکی را خود بپوشد و یکی را به برادر مؤمن خود بپوشاند. ای ابوذر زود باشد که جمعی در میان امت من به هم رسند که در نعمت و لذت متولد شوند، و به غذاهای لذیذ و نعمتها نشو و نما کنند، و پیوسته همت ایشان مصروف باشد بر تحصیل کردن و خوردن الوان طعامها و شربتها، و مردم ایشان را به سخنان و اشعار مدح نمایند. ایشان بدان امت من اند. ای ابوذر هر که ترک نماید جمال و زینت را و حال آن که قدرت بر آن داشته باشد، از روی تواضع و فروتنی از برای خداوند عزیز جلیل، خدا بر او حُله کرامت بپوشاند. ای ابوذر خوشا حال کسی که تواضع و شکستگی کند از برای خدا نزد مردم بی آن که او را مَنقَصه ای باشد (و نقص دنیایی باعث آن شکستگی شده باشد؛ یا: بدون آن که در آن تواضع نقصی در دین او به هم رسد؛یا: بدون آن که مذلتی در آن شکستگی برای او باشد؛ یا: بدون آن که جنایتی کرده باشد و به آن سبب تذلل نماید) و ذلیل گرداند نفس خود را، نه مذلتی که از راه مسکنت و احتیاج باشد، و انفاق کند و صرف نماید مالی را که جمع کرده باشد در غیر معصیت خدا، و رحم کند بر اهل مذلت و خواری و مسکنت، و مخالطه و مصاحبت کند با اهل فقه و دانایی و حکمت. خوشا حال کسی که به صلاح و نیکی باشد بنهان او، و نیکو باشد علانیه او، و دور گرداند از مردم شر و بدی و ضرر خود را. خوشا حال کسی که عمل نماید به علم خود، و انفاق نماید زیادتی مال خود را (در راه خدا)، و نگاه دارد زیادتی سخن خود را. ای ابوذر لباسهای درشت بپوش، و جامه های گنده در بر کن تا فخر و تکبر به تو راه نیابد. چون اکتر مطالب این فقرات شریفه سابقا به وضوح پیوسته بقیه مطالب را به نور چند مصباح ایضاح می نماید

 

برگرفته از کتاب عین الحیات علامه مجلسی ره

خواندن 317 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.