فصل هفتم: در بیان مذمت حسد است که منشأ اصلی غیبت در اکثر ناس همین است

بدان که حسد بدترین صفات ذمیمه نفسانی است. و اول معصیتی که حق تعالی را در زمین کردند معصیت شیطان بود که باعثش حسد بود. و مشهور این است که اظهارش از گناهان کبیره است، و منافی عدالت است، و اصلش از گناهان قلب و امراض نفس است. و آدمی در دنیا نیز به اصل این خصلت معذب است. و اکثر ملکات بد چنین است که آدمی قطع نظر از عقوبت آخرت، در دنیا نیز به آن معذب است. و حسد آن است که زوال نعمت را از محسود خواهد. و اگر از برای خود مثل آنچه او دارد یا بیشتر، خواهد و از داشتن او مضایقه نداشته باشد، این غبطه است و اگر در صفات حسنه باشد ممدوح است. و صاحب حسد چون زوال نعمت را از محسود می خواهد، هر کسراکه در نعمتی می بیند، آزرده است از این که این نعمت را او چرا دارد. و این ممکن نیست که نعمت خدا از همه کس برطرف شود. لهذا او همیشه از خلق بد خود در شکنجه و محنت است. و همچنین صاحب حرص می خواهد که جمیع مالهای عالم از او باشد، و این مطلب هرگز او را میسر نیست؛ لهذا پیوسته در الم است. و صاحب خلق بد پیوسته با خلق در منازعه است، و این میسر نمی شود که همیشه او غالب باشد؛ لهذا پیوسته در تعب است. و جمیع اخلاق سیئه چنین اند. و صاحب حسد باید تفکر نماید که صاحبان نعمتها از مقدر او چیزی کم نکرده اند، و خداوندی که آن نعمتها را به آنها داده است قادر است که اضعاف آن نعمتها را به او دهد بی آن که از آنها چیزی کم کند؛ و بداند که خیر او در آنها نبوده که به او نداده است، و اگر به او می داد از برای او وبال بود؛ و فکر کند که این حسد بردن و غم خوردن، به محسود او هیچ ضرر نمی رساند، و ضرر دنیا و عقبی به خودش می رساند. و با این تفکرات صحیح به خدا متوسل می شود، و با نفس معارضه و مجادله کند تا حق تعالی او را از این صفت ذمیمه نجات بخشد، که هیچ صفت به حسب عقل و شرع از این بدتر نیست. چنانچه به سندهای معتبر از ائمه صلوات الله علیهم منقول است که: حسد ایمان را می خورد چنانچه آتش هیزم را می خورد. و به سند معتبر از حضرت رسول صلی الله علیه و آلهمنقول است که: حق تعالی به حضرت موسی وحی فرمود که: ای پسر عمران حسد مردم مبر بر آنچه عطا کرده ام ایشان رااز فضل خود، و نظر خود را به سوی آنها میفکن، و نفس خود را از پی آنها مفرست. به درستی که کسی که حسد مردم می‌برد دشمن نعمتهای من است، و منع کننده قسمتهای من است که قسمت کرده ام میان بندگان خود. و کسی که چنین باشد من از او نیستم و او از من نیست. و به سند معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است که: مؤمن غبطه می کند اما حسد نمی برد، و منافق حسد می برد و غبطه نمی کند. و در حدیث دیگر فرمود که: حضرت لقمان پسر خود را وصیت فرمود که: حسود را سه علامت است: چون غایب شد غیبت می کند؛ و چون حاضر شد تملق می کند؛ و چون مصیبتی به هم رسید شَماتت می کند. و در حدیث دیگر فرمود که: هیچ حسودی را راحت نمی باشد.

 

برگرفته از کتاب عین الحیات علامه مجلسی ره

خواندن 413 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.