در کج خلقی و حسن خلق

یاأباذر لا یزال العبد یزداد من الله بعدا ما سی ء خلقه.

ای ابوذر پیوسته آدمی از خدا دور می شود مادام که خلقش بد است. بدان که خلق صفتی را می گویند که ملکه نفس و حالی آن شده باشد. و اخلاق حسنه نزد حق تعالی بهتر است از اعمال حسنه. و همچنین خلقهای بد نزد خدا بدتر است از عملهای بد.

و بسا باشد که صاحب خلق بدی عبادت بسیار کند، و صاحب خلق نیکی آن عبادت را نکند و در درجه او نزد خدا رفیعتر باشد. و بر اخلاق اعتماد می باشد چون حالی نفس شده به زودی از آن منفک نمی شود. و بر اعمالی که بواعت آنها ملکات نفس نشده باشد اعتمادی نیست و زود متبدل می شود.

و خلق، فطری می باشد که حق تعالی در اصل، فطرت نفس را چنین خلق فرموده باشد، و کسبی نیز می باشد، و آن به کثرت ممارست بر اعمال خیر حاصل می شود.

مثل آن که سخاوت در بعضی از مردم فطری است که چنین خلق شده اند. و بعضی هستند که در طبعشان بخلی هست. اگر در مقام ازاله آن درآید، ازاله اش به این می شود که مکرر خود را بدارد بر احسان کردن، و بر نفس خود زور آورد به ملاحظه ثواب و عقاب، و تفکر در حسن احسان نمودن و قبح بخل ورزیدن. و هر چند بیشتر از او صادر می شود بر نفس آسانتر می شود، تا آن که حالی نفس می شود که بالطبع مایل می شود به سخاوت، و گریزان می شود از بخل. و به این مرتبه که رسید خلق می شود. و همچنین گاه هست که جمعی طبعشان به حسب اصل خلقت به سخاوت مایل است، و خود را به اغوای شیطان بر بخل می دارند تا حالی ایشان می شود. و همچنین در سایر اخلاق حسنه.

و آن کسی که صاحب خلق حسنی شده است کمالش بیشتر است. اما آن کسی که به مشقت بر خود می گذارد امری را، چون بر او دشوارتر است، از این جهت توابش ممکن است که زیاده باشد.

و خلق حسن که در احایدث وارد شده است گاهی بر مطلق حسنه که ملکه نفس شده باشند اطلاق می کنند، و گاهی بر خصوص خلق معاشرت باخلق اطلاق می کنند. و همچنین خُلقِ سَیِی.

و بدان که بدخلقی بدترین صفات ذمیمه است و پیوسته خود و اکثر خلق از او در آزارند؛ و خوش خلقی بهترین صفات حسنه است و جمیع معایب را می پوشاند و از اعظم ارکان ایمان است.

چنانچه به سند صحیح از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است که: از مؤمنان کسی ایمانش کاملتر است که خلقش نیکوتر است.

و از حضرت رسول صلی الله علیه و آله منقول است که: در روز قیامت در میزان عمل چیزی بهتر از حسن خلق نیست.

و از حضرت صادق علیه السلام منقول است که: هیچ عملی نزد حق تعالی محبوبتر نیست از این که مردم را فراگیرد به خلق نیکوی خود.

و در حدیث دیگر فرمود که: خلق نیکو آدمی را می رساند به درجه کسی که روزها روزه دارد و شبها به عبادت خدا ایستد.

و از حضرت رسول صلی الله علیه و آله منقول است که: بیشتر چیزی که امت من به سبب آن داخل بهشت می شوند پرهیزکاری از محرمات الهی و خلق نیکوست.

و از حضرت صادق علیه السلام منقول است که: خلق نیکو گناهان را می گدازد چنانچه آقتاب یخ را می گدازد.

و فرمود که: نیکی کردن به خلق، و به خلق نیک با مردم معاشرت نمودن، خانه ها را معمور و آبادان می کنند و عمرها را دراز می کنند.

و در حدیث دیگر فرمود که: به درستی که خلق عطیه ای است از جانب حق تعالی که به خلق خود عطا می فرماید. و بعضی از آن، سجیه و طبیعت آدمی است، و بعضی آن است که آدمی به نیت و عزم، خود را برآن می دارد. راوی پرسید که: کدام یک بهتر است؟

حضرت فرمود که: صاحب سجیه را چنین خلق کرده اند و غیر آن نمی تواند کرد، و صاحب نیت و عزم، صبر می کند به سبب اطاعت خدا، و خود را به جبر بر نیکی خلق می دارد. این بهتر است و ثوابش بیشتر است.

و به روایت دیگر فرمود که: حق تعالی بنده را بر حسن خلق ثواب مجاهد فی سبیل الله کرامت می فرماید.

و به سند معتبر از علاء بن کامل منقول است که حضرت صادق علیه السلام فرمود که: چون با مردم خلطه نمایی، اگر توانی چنین کن که با هر که مخالطه کنی دست تو بر بالای دست او باشد و احسان تو به او زیاده باشد از احسان او به تو. به درستی که گاه هست که بنده ای در عبادت تقصیری دارد و خلق نیکویی دارد، خدا او را به آن خلق نیکو به مرتبه و درجه جماعتی می رساند که روزها روزه می دارند و شبها عبادت می کنند.

و در حدیث دیکر فرمود که: روزی حضرت رسول صلی الله علیه و آله در مسجد نشسته بودند، کنیز یکی از انصار آمد و کنار جامه حضرت را گرفت. حضرت برخاستند که شاید سخنی یا کاری داشته باشد. جون برخاستند او ساکت شد و هیچ نگفت. پس حضرت نشستند، باز دست به کنار جامه حضرت دراز کرد. باز حضرت برخاستند. تا سه مرتبه چنین کردند. در بار چهارم که حضرت برخاستند، اندکی از کنار جامه حضرت جدا کرد و روانه شد. صحابه آن کنیزک را ملامت کردند که: چرا این قدر آزار آن حضرت کردی؟ و چه کار داشتی؟ گفت: در خانه ما بیماری بود و مردم آن خانه مرا فرستاد بودند که پاره ای از جامه آن حضرت از برای شفا بگیرم. چون دست گذاشتم حضرت برخاستند. پس حیا کردم که بگیرم و نخواستم که حضرت را تکلیف نمایم یا رخصت بگیرم. در آخر خود جدا کردم و روان شدم.

و به اسانید بسیار از حضرت صادق علیه السلام منقول است که: بدی خلق، فاسد می کند ایمان و اعمال خیر را، چنان که سرکه عسل را ضایع می کند.

و فرمود که: کسی که خلقش بد است خود را پیوسته در عذاب دارد.

و به سند معتبر از حضرت رسول صلی الله علیه و آله منقول است که: توبه صاحب خلق بد مقبول نمی شود زیرا که اگر از یک گناه توبه می کند به گناهی از آن بدتر گرفتار می شود.

و در حدیث دیگر فرمود که: مؤمن، هموار و نرم و ملایم و با سَماحت و صاحب خلق نیکوست، و کافر درشت و غلیظ و بدخلق و مُتَجَبر است.

و از حضرت صادق علیه السلام منقول است که فرمود که: حق تعالی دین اسلام را برای شما شیعیان پسندیده است. پس نیکو مصاحبت نمایید با آن، به سخاوت و حسن خلق.

و در حدیث دیگر از آن حضرت پرسیدند که: چه چیز است اندازه خلق نیکو؟ فرمود که: آن است که پهلوی خود را نرم کنی که کسی از پهلوی تو آزار نبیند؛ و سخنت را ملایم و نیکو کنی؛ و چون به برادران مؤمن خود برسی، به خوشرویی و خوشحالی با ایشان ملاقات نمایی.

و حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود که: جبرئیل از جانب پروردگار عالمیان به نزد من آمد و گفت: یا محمد برتو باد به حسن خلق که خیر دنیا و آخرت با حسن خلق است.

و فرمود که: شبیه ترین شما به من کسی است که خلقش نیکوتر باشد.

و در حدیث دیگر فرمود که: نزدیکترین شما به من در قیامت کسی است که خلقش نیکوتر باشد و با اهلش بهتر سلوک نماید. و از حضرت امیر المؤمنین صلوات الله علیه منقول است که فرمود که: شما نمی توانید که همه مردم را به مال خود فراگیرید. پس همه را فراگیرید به خوشرویی و نیکو ملاقات نمودن.

و در حدیث دیگر به نوف بکالی فرمود که: خلق خود را نیکو کن تا خدا حسابت را سبک کند. و به سند معتبراز حضرت صادق صلوات الله علیه منقول است که: چون خبر فوت سعد ابن معاذ انصاری را به حضرت رسول صلی الله علیه و آله رسانیدند حضرت با صحابه به جنازه او حاضر شدند و در هنگام غسل ایستادند نزد او تا از غسل فارغ شدند. و چون چنازه اش را برداشتند حضرت بی کفش و ردا به طریق اصحاب مصیبت از بی جنازه او روان شدند، و گاهی جانب راست تابوت را می گرفتند و گاهی جانب چپ را. و چون به نزد قبرش گذاشتند حضرت داخل قبرش شدند و به دست مبارک خود او را در لحد گذاشتند و خشت را بر او چیدند و به گل، رخنه های خشتها را مسدود کردند. و چون بیرون آمدند و خاک بر قبرش می ریختند فرمود که: می دانم که بدن سعد خواهد پوسید، اما حق تعالی دوست می دارد که بنده ای که کاری کند، محکم بکند. و در هنگامی که حضرت قبرش را هموار می کردند مادر سعد گفت: ای سعد گوارا باد بهشت از برای تو. حضرت فرمود که: ای مادر سعد خاموش باش و جزم مکن بر پروردگار خود، به درستی که به سعد در قبر فشارشی رسید.

چون حضرت برگشتند صحابه پرسیدند که: یا رسول الله در جنازه سعد کاری چند کردی که در جنازه هیچ کس ندیدیم که چنین کنی. در جنازه اش بی ردا و کفش رفتی! فرمود که: ملائکه را دیدم که در جنازه او صاحب تعزیه اند و بی ردا و کفش آمده اند. من نیز تأسی به ملائکه کردم. گفتند که: گاهی جانب راست جنازه را می گرفتی و گاهی جانب چپ را.

فرمود که: دستم با دست جبرئیل بود. هر جا را که او می گرفت من می گرفتم. گفتند که: خود در غسلش حاضر شدی و بر جنازه اش نماز کردی و به دست خود در لحدش گذاشتی، و بعد از آن فرمودی که به او فشارش قبر رسید. فرمود که: برای این فشارش قبر به او رسید که با اهل و یارانش کج خلقی می کرد.

و حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود که: دو خصلت است که در مسلمانی جمع نمی شوند: بخیل بودن، و کج خلق بودن.

 

برگرفته از کتاب عین الحیات علامه مجلسی ره

خواندن 1004 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.