جدول سیم: در بیان ثواب اعانت مؤمنان و ادخال سرور در قلب ایشان و رفع ظلم از ایشان نمودن است، و مذمت کسی که قادر بر نفع ایشان باشد و به ایشان نفع نرساند

به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر صلوات الله علیه منقول است که: تبسم بر روی برادر مؤمن کردن حسنه است، و خاشاکی از روی او برداشتن حسنه است. و هیچ عبادتی نزد خدا محبوبتر نیست از داخل گردانیدن سرور و خوشحالی بر مؤمن.

و در حدیث دیگر فرمود که: حق تعالی به حضرت موسی وحی نمود که: ای موسی مرا بندگان هستند که بهشت را برای ایشان مباح می کنم و ایشان را در بهشت حاکم و مختار می کنم. موسی گفت: بروردگارا ایشان چه جماعت اند؟ فرمود که: کسی که برادر مؤمن خود را خوشحال کند. بعد از آن، حضرث فرمود که: مؤمنی بود در مملکث پادشاه جباری، و او در مقام ایذای آن مؤمن درآمد. آن مؤمن گریخت و به بلاد شرکت رفت و به یکی از مشرکان پناه برد. آن مشرک او را به خانه درآورد و با او مهربانی کرد و او را ضیافت نمود. چون آن مشرک مرد حق تعالی به او وحی نمود که: به عزت و جلال خودم سوگند که اگر تو را در بهشت جایی می بود تو را در بهشت ساکن می گردانیدم ولیکن بهشت حرام است بر کسی که با شرک مرده باشد. ولیکن ای آتش! او را بترسان اما مسوزان و آزارش مکن. و در دو طرف روز، روزی او را خدا می فرستد. سائل پرسید که: از بهشت می فرستد؟ فرمود که: از هر جا که خدا خواهد می فرستد.

و به اسانید معتبره از حضرت صادق علیه السلام منقول است که: حق تعالی وحی نمود به حضرت داوود علیه السلام که: به درستی که بنده ای از بندگان من حسنه ای می کند و به سبب آن بهشت را برای او مباح می گردانم. داوود گفت: خداوندا آن حسنه کدام است؟ فرمود که: بر بنده مؤمن من خوشحالی و سروری داخل گرداند اگرچه به یک دانه خرما باشد، داوود گفت که: خداوندا سزاوار است کسی را که تو را شناسند که امید خود را از تو قطع نکند.

و به سند معتبر دیگر از آن حضرت منقول است که: هر که مؤمنی را خوشحال کند حضرت رسول را خوشحال کرده است، و هر که حضرت رسول را خوشحال و مسرور گرداند خدا را مسرور و خشنود گردانیده است.

و همچنین اگر مؤمن راغمگین و آزرده کند خدا و رسول را به خشم آورده اسث.

و در حدیث دیگر فرمود که: محبوبترین اعمال نزد حق تعالی ادخال سرور است بر مؤمن به این که در گرسنگی او را سیر گرداند، یا کربی و غمی را از خاطر او رفع نماید، یا قرضش را ادا کند.

و از سدیر صراف منقول است که: در خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم. حق مؤمن نزد آن حضرت مذکور شد. حضرت رو به من کردند و فرمودند که: می خواهی برای تو بیان کنم رتبه و منزلت مؤمن را نزد خدا؟ گفتم: بلی. فرمود که: چون حق تعالی قبض روح بنده مؤمن می فرماید، دو ملک که بر او موکل بوده اند به آسمان می روند و می گویند: پروردگارا این بنده تو نیکو بنده ای بود. به طاعت تو مسارعت می نمود و از معصیت تو احتراز می کرد، و تو قبض روح او نمودی. ما را بعد از او به چه چیز امر می فرمایی؟ خداوند عظیم الشأن فرماید که: بروید به دنیا و نزد قبر بنده من باشید و تمجید و تسبیح و تهلیل و تکبیر من بکنید، و ثواب آنها را برای بنده من بنویسید تا او را از قبر مبعوث گردانم.

پس فرمود که: می خواهی دیگر بگویم از فضیلت مؤمن؟ گفتم: بلی. فرمود که: چون حق تعالی مؤمن را از قبرش مبعوث می گرداند، با او از قبرش مثالی و صورتی بیرون می آید و پیش او روان می شود. پس مؤمن هر هولی از اهوال قیامت را که می بیند آن مثال به او می گوید که: جزع مکن و مترس و اندوهناک مشو. و بشارت باد تو را به سرور و کرامت از جانب حق تعالی. و با او می آید تا به مقام حساب. و حق تعالی او راحساب آسان می فرماید و امر می فرماید که او را به بهشت برند. و باز آن مثال در پیش او می رود. پس مؤمن به او می گوید که: خدا تو را رحم کند! چه نیکو مصاحبی بودی که با من از قبر بیرون آمدی. پیوسته مرا بشارت می دادی به سرور و کرامت از جانب خدا تا آن که مرا به شهادت رسانیدی. تو کیستی؟ آن مثال گوید که: من آن سرورم که بر برادر مؤمن خود داخل کردی در دنیا. خدا مرا از آن سرور خلق نموده که تو را بشارت دهم.

و به سند معتبر از مُشمَعل منقول است که: سالی به حج رفتم و به خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم. فرمود که: از کجا می آیی؟ گفتم: به حج آمده بودم. فرمود که: می دانی که حج چه ثواب دارد؟ گفتم: نه، مگر آن که بفرمایی. فرمود که: بنده چون هفت شوط طواف این خانه می کند و دو رکعت نماز طواف می گزارد و سعی در میان صفا و مروه می کند، حق تعالی از برای او شش هزار حسنه می نویسد، و شش هزار گناه از او محو می نماید، و شش هزار درجه از برای او بلند می کند، و شش هزار حاجت از حاجتهای دنیاو آخرت او را برمی آورد. گفتم: فدای تو گردم! چه بسیار است این ثواب. فرمود که: می خواهی تو را خبر دهم به چیزی که ثوابش از این بیشتر است؟ گفتم: بلی. فرمود که: قضای حاجت مؤمن بهتر است از ده حج.

و در حدیث دیگر فرمود که: هر که حاچث مؤمنی را برآورد حق تعالی او را ندا فرماید که: بر من است ثواب تو، و راضی نمی شوم از برای تو به غیر بهشت.

و به سند معتبر از مفضل منقول است که: حضرت صادق علیه السلام فرمود که: بشنو آنچه می گویم و عمل نما به آن، و خبر ده به آن، علیه و بلند مرتبگان برادران مؤمنت را.

گفتم: فدای تو گردم! کیستند ایشان؟ فرمود که: آنها که رغبت می نمایند در قضای حوایج برادران مؤمن خود. بعد از این فرمود که: هر که یک حاجت برادر مؤمن خود را روا کند حق تعالی در قیامت صدهزار حاجت او را روا کند که یکی از آنها دخول بهشت باشد، و یکی دیگر آن باشد که خویشان و آشنایان و برادران خود را که ناصبی نباشند داخل بهشت کند.

و در حدیث دیگر منقول است که به مفضل فرمود که: حق تعالی جمعی از خلقش را برگزیده است از برای قضای حوایج فقیران شیعیان ما که ثواب ایشان را بهشت کرامت فرماید. اگر می توانی خود را از آن جماعت کن.

و به روایت دیگر فرمود که: قضای حاجت مؤمن بهتر است نزد من از بیست حج که در هر حجی صاحبش صدهزار درهم صرف نماید.

و به سند معتبر از حضرت امام موسی کاظم صلوات الله علیه منقول است که: کسی که برادر مؤمنش در حاجتی به نزد او بیاید او رحمتی است از خدا که به جانب او فرستاده است.

پس اگر قبول کند موجب دوستی و ولایت ما می گردد، و ولایت ما به ولایت خدا موصول است. و اگر او را رد کند و حاجتش را پرنیاورد، و قدرت بر آن داشته باشد، حق تعالی در قبرش بر او ماری از آتش مسلط کرداند که ابهامش را گزد تا روز قیامت، خواه در قیامت خدا او را عذاب کند و خواه بیامرزد. و اگر آن طالب حاجت او را معذور دارد حالش بدتر خواهد بود.

و از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است که: مؤمنی که حاجتی از برادر مؤمنش بر او وارد شود، و قدرت بر روا کردن حاجت آن نداشته باشد و دلش غمگین شود برای این که قدرت بر قضای حاجت برادر مؤمن خود ندارد، حق تعالی به سبب آن غم و اهتمام، او را داخل بهشت کند.

و از حضرت امام موسی کاظم صلوات الله علیه منقول است که: خدا را بندگان در زمین هست که سعی می کنند در قضای حاجتهای مردم. ایشان ایمنان اند در روز قیامت. و هر که برادر مؤمن خود را خوشحال و شاد گرداند خدا دل او را در قیامت فرح و شادی کرامت فرماید.

و از حضرت امام محمد باقر صلوات الله علیه منقول است که: هر که راه رود در حاجت برادر مؤمنش، هفتاد و پنج هزار ملک بال مرحمت بر او بگسترانند، و هر قدمی که بردارد حسنه ای حق تعالی در نامه عملش بنویسد، و گناهی از او کم کند، و درجه ای از برای او بلند کند. و چون از حاجت او فارغ شود ثواب حجی و عمره ای به او کرامت فرماید.

و از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله علیه منقول است که: هر که اغاثه نماید و به فریاد رسد برادر مؤمن غمگین مضطر خود را در هنگامی که بسیار به مشقت و سختی افتاده باشد، و غم او را زایل گرداند، و اعانت او نماید بر برآوردن حاجتش. حق تعالی برای او واجب گرداند هفتاد و دو رحمت را که به یک رحمت امور معیشت دنیای او را به اصلاح آورد، و هفتاد و یک رحمت دیگر را از برای او ذخیره نماید که به آنها دفع نماید از او فزعها و اهوال روز قیامت را.

و در حدیت دیگر فرمود که: هر که اعانت نماید مؤمنی را، حق تعالی از او دفع نماید هفتاد و سه کرب و مشقت را، یکی را در دنیا، و هفتاد و دو کرب از کربهای عظیم قیامت در هنگامی که همه کس مشغول حال خود باشند.

و در حدیت دیگر فرمود که: کسی که غمی و مشقتی از خاطر برادر مؤمن پریشان خود بردارد حق تعالی حاجتهای دنیا و آخرتش را برآورد؛ و کسی که عیب مؤمنی را بپوشاند حق تعالی هفتاد عیب از عیبهای دنیا و آخرت او بپوشاند. و خدا در اعانت مؤمن است مادام که مؤمن در اعانت برادر مؤمن خود است. پس منتفع شوید به موعظه ها، و رغبت نمایید در خیرات.

و به سند معتبر دیگر فرمود که: هر که ترک یاری برادر مؤمن خود بکند، و قدرت بر آن داشته باشد، البته خدا او را در دنیا و آخرت خوار گرداند.

و از حضرت رسول صلوات الله علیه منقول است که: هر که از مؤمنی شدتی و المی از شدتهای دنیا را بردارد حق تعالی هفتاد و دو شدت و الم از شدتهای آخرت را از او رفع نماید، و هفتاد و دو شدت و الم از المهای دنیا را از او دور گرداند.

و از حضرت صادق علیه السلام منقول است که: چهار کس اند که حق تعالی در قیامت نظر رحمت به سوی ایشان می فرماید: کسی که شخصی از او چیزی خریده باشد و پشیمان شود و رد کند و او قبول نماید؛ و کسی که مضطری را به فریاد رسد؛ و کسی که بنده ای را آزاد کند؛ و کسی که عزبی را کدخدا کند.

و حضرت امیر المؤمنین صلوات الله علیه فرمود که: هر که رد نماید از مسلمانان ضرر آبی را یا ضرر آتشی را یا ضرر دشمنی را، خدا گناهان او را بیامرزد.

و از حضرت صادق علیه السلام منقول است که: شخصی را ملائکه در قبرش زنده کردند و نشانیدند و گفتند که: ما صد تازیانه از عذاب الهی بر تو می زنیم. گفت: طاقت ندارم.

ایشان یکی کم کردند. گفت: طاقت ندارم. همچنین کم می کردند تا به یک تازیانه رسید و گفتند: از این یک تازیانه چاره ای نیست. پرسید که: به چه سبب این تازیانه را بر من می زنید؟ گفتند: برای آن که روزی بی وضو نماز کردی، و بر ضعیفی گذشتی و او را یاری نکردی. پس تازیانه ای از عذاب بر او زدند که قبرش پر از آتش شد.

و به سند معتبر دیگراز آن حضرت منقول است که: هر مسلمانی که مسلمانی به نزد او بیاید در حاچتی، و او قادر بر قضای آن حاجت باشد و نکند، حق تعالی او را در قیامت سرزنش و تعییر شدید بکند و به او بگوید که: برادر مؤمن تو آمد به نزد تو در حاجتی که قضای آن حاجت را به دست تو گذاشته بودم و قادر بر آن بودی و نکردی به سبب کمی‌رغبت و خواهش ثواب آن. به عزت خود سوگند که به سوی تو نظر نمی کنم در هیج حاجتی، خواه تو را عذاب کنم و خواه بیامرزم.

و در حدیث دیگر فرمود که: حق تعالی سوگند به ذات مقدس خود خورده است که خائنی را در جوار رحمت خود جا ندهد. سائل پرسید که: خائن کیست؟ فرمود که: کسی که از مؤمنی ذخیره نماید درهمی را، یا منع نماید از او چیزی از امور دنیا را. راوی گفت که: پناه می برم به خدا از غضب او. حضرت فرمود که: حق تعالی سوگند خورده است که سه طایفه را در بهشت ساکن نگرداند: کسی که بر خدا رد کند و سخن خدا را قبول ننماید؛ یا کسی که سخن امام حقی را رد نماید؛ یا کسی که حق مؤمنی را حبس نماید. راوی گفت که: از زیادتی مال خود به او بدهد؟ فرمود که: از جان خود و روح خود به او بدهد. و اگر جان خود را بخل کند بر برادر مؤمن خود، یعنی ملاحظه عرض و اعتبار خود نماید و حاجت او را برنیاورد، شیطان در نطفه او شریک شده بوده است.

و در حدیث دیگر فرمود که: هر که منع نماید از مؤمنی چیزی را که به آن محتاج باشد آن مؤمن، و او قادر باشد که آن چیز را از جانب خود یا از جانب غیر به او برساند، حق تعالی او را در صحرای محشر بدارد با روی سیاه و چشمان ازرق و دستها در گردن بسته. پس گویند که: این خائنی است که با خدا و رسول خیانت کرده است. بعد از آن قرماید که او رابه جهنم برند.

و از حضرت رسول صلی الله علیه و آله منقول است که: هر که منع کند صاحب حاجتی را، و قادر بر قضای حاجت او باشد، مثل گناه عشاری بر او لازم شود. پرسیدند که: گناه عشار چیست؟ فرمود که: در هر شب و روزی خدا و ملائکه و جمیع خلق او را لعنت می کنند؛ و کسی که خدا او را لعنت کند او را یاوری نیست.

 

برگرفته از کتاب عین الحیات علامه مجلسی ره

خواندن 483 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.