در مشکلات، مصیبتها و اندوه مؤمنان

یا أباذر الدنیا سجن المؤمن و جنه الکافر. و ما أصبح فیها مؤمن الا حزینا، فکیف لا یحزن و قد أوعده الله جل ثناؤه وارد جهنم، و لم یعده أنه صادر عنها. و لیلقین أمراضا و مصیبات و أمورا تغیظه، و لیظلمن فلا ینتصر بیتغی ثوابا من الله تعالی. فما یزال فیها حزینا حتی یفارقها. فاذا فارقها أفضی الی الراحه و الکرامه.
یا أباذر ما عبدالله عز و جل علی مثل طول الحزن.
ای ابوذر دنیا زندان مؤمنان است و بهشت کافران است. و هیچ مؤمنی صبح نمی‌کند در دنیا مگر محزون و مغموم. و چگونه محزون نباشد و حال آن که خدا او را وعید فرموده است که وارد جهنم خواهد شد، و وعده نفرموده است که از آن بیرون خواهد آمد و نجات خواهد یافت. و در دنیا ملاقات می‌نماید و به او می‌رسد مرضها و دردها و مصیبتها و امری چند که او را به خشم می‌آورد. و ظلم بر او می‌کنند و کسی نصرت و یاری او نمی‌کند.
و در آن مظلوم بودن، امید ثواب از خدا دارد. پس مؤمن به این جهتها در دنیا حزین است تا از دنیا مفارقت نماید. پس چون از دنیا بیرون رفت می‌رسد به راحت و کرامت و نعمت.
ای ابوذر هیچ عبادتی از عبادتهای خدا ثواب ندارد مثل درازی و بسیاری اندوه.
بدان که حق سبحانه و تعالی دنیا را برای راحت مؤمن خلق نکرده است، و درخور مراتب ایمان بلاها و احزان به ایشان می‌رسد. و برای دانستن حقیقت این مقال نظر در احوال انبیا و اوصیا و محنتهای اهل بیت رسول خدا صلوات الله علیهم کافی است. و به حسب تجربه معلوم است که هیچ چیز نفس آدمی را اصلاح نمی‌کند و هموار و ملایم نمی‌گرداند مانند بلاها و مصایب، و موجب زهد در دنیا و توجه به جناب اقدس ایزدی می‌گردد.
چنانچه از حضرت صادق علیه السلام منقول است که: حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود که: بر بلاهای عظیم اجر عظیم کرامت می‌فرمایند. و چون خدا بنده را دوست دارد او را به بلای عظیم مبتلا می‌گرداند. پس اگر راضی باشد او را نزد خدا رضا و خشنودی خواهد بود، و اگر به سَخَط آید برای او سخط الهی خواهد بود.
و عبدالله بن بُکَیر از حضرت صادق علیه السلام پرسید که: آیا مؤمن مبتلا می‌شود به خوره و پیسی و مثل این مرضها؟ فرمود که: مگر مقرر کرده‌اند بلا را مگر از برای مؤمن؟
و در حدیث دیگر فرمود که: خدا پیمان مؤمن را گرفته است بر این که قولش را قبول نکنند، و سخنش را تصدیق ننمایند، و از دشمن انتقام نتواند کشید، و خشم خود را فرو نتواند نشانید مگر به فضیحت خود؛ زیرا که در دنیا او ممنوع است از انتقام.
و در حدیث دیگر فرمود که: مؤمن از چهار خصلت خالی نمی‌باشد: همسایه‌ای که او را آزار کند؛ و شیطانی که در مقام گمراه کردن او باشد؛ و منافقی که پیروی او نماید؛ و مؤمنی که حسد او را برد. و این آخر از همه بر او دشوارتر است زیرا که افترا بر او می‌بندد و مردم قبول می‌کنند.
و به سند معتبر از حضرت رسول صلی الله علیه و آله منقول است که: حق تعالی می‌فرماید که: اگر نه این بود که من شرم می‌دارم از بنده مؤمن خود، بر او کهنه‌ای نمی‌گذاشتم که عورت خود را به آن ستر نماید. و بنده‌ای که ایمانش کامل شد او را مبتلا می‌گردانم به ضعف قوت و کمی روزی. پس اگر بسیار دلتنگ شد به او برمی‌گردانم، و اگر صبر نمود به او مباهات می‌نمایم با ملائکه خود.
و حضرت صادق علیه السلام فرمود که: در کتاب حضرت امیر المؤمنین صلوات الله علیه نوشته است که: مبتلاترین مردم به بلاها پیغمبران‌اند، و بعد از ایشان اوصیای ایشان. پس هر کس که بعد از ایشان بهتر باشد مبتلاتر است. و مبتلا می‌شود مؤمن به قدر اعمال نیکوی خود. پس هر که ایمانش درست است و عملش صحیح است بلایش شدید و صعب است، زیرا که حق تعالی دنیا را ثواب مؤمن قرار نداده است و عقوبت کافر را در دنیا مقرر نفرموده است. و هر که دینش سست است و عملش ضعیف است بلایش کم است. و بلا نزدیکتر است به مؤمن پرهیزکار از باران به زمینهای پست.
و حضرت صادق علیه السلام فرمود که: اگر مؤمن در قله کوهی باشد البته حق تعالی کسی را به سوی او برمی‌انگیزاند که او را آزار کند تا او را ثواب بدهد.
و به سند صحیح از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است که: حق تعالی دو ملک را به سوی زمین می‌فرستاد. در هوا یکدیگر را ملاقات کردند. یکی به دیگری گفت که: به چه مطلب می‌روی؟ گفت: حق تعالی مرا فرستاده است به دریای ایل که یک جباری از جباران، ماهی آرزو کرده است، آن ماهی را برانم و به دام صیاد آن جبار درآورم که برای او شکار کنند تا آن کافر در دنیا به منتهای آرزوهای خود برسد. پس او از دیگری پرسید که:
تو را به چه کار فرستاده است؟ گفت: مرا به کاری عجیبتر فرستاده است. یک بنده مؤمنی که روزها روزه می‌دارد و شبها عبادت می‌کند و دعای او و صدای او در آسمانها معروف است، دیگی برای افطار خود بر بار گذاشته است. می‌روم که دیگ او را سرنگون کنم تا آن مؤمن به سبب ایمانش به نهایت مرتبه ابتلا و امتحان برسد.
و حضرت صادق علیه السلام فرمود که: حق تعالی دوستش را در دنیا نشانه تیر بلای دشمنش گردانیده است.
و از سماعه منقول است که: در خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم. شخصی آمد و از پریشانی به آن حضرت شکایت کرد. حضرت فرمود که: صبر کن که عن قریب خدا فرجی می‌دهد. پس بعد از ساعتی از آن شخص پرسیدند که: زندان کوفه چگونه است؟ گفت:
بسیار تنگ و بدبوست و اهلش به بدترین حالی گرفتارند. فرمود که: تو در زندانی و می‌خواهی که در راحت و نعمت باشی؟ مگر نمی‌دانی که دنیا زندان مؤمن است؟
و در حدیث دیگر فرمود که: خدا را در زمین بندگان خالص هست که هیچ تحفه‌ای به زمین نمی‌فرستد مگر آن که از ایشان باز می‌دارد، و هیچ بلایی نمی‌فرستد مگر آن که به سوی ایشان می‌فرستد.
و فرمود که: خدا بنده‌ای را که دوست می‌دارد، او را فرو می‌برد [در بلا] فروبردنی. و ما و شما و شیعیان صبح و شام در بلاییم.
و حضرت امام محمد باقر صلوات الله علیه فرمود که: هرگاه خدا بنده‌ای را دوست دارد، غوطه می‌دهد او را در بلا غوطه‌دادنی، و بر او فرو می‌ریزد بلا را ریختنی. پس چون دعا می‌کند حق تعالی می‌فرماید که: لبیک ای بنده من! من قادرم که آنچه می‌طلبی زود به سوی تو بفرستم، اما اگر از برای تو ذخیره کنم بهتر است از برای تو.
و حضرت صادق علیه السلام فرمود که: بر مؤمن چهل شب نمی‌گذرد مگر آن که او را امری عارض شود که باعث اندوه او شود و به سبب آن متذکر و آگاه شود.
و در حدیث دیگر فرمود که: شخصی حضرت رسول صلی الله علیه و آله را به طعامی دعوت نمود. چون به خانه او درآمدند مشاهده فرمودند که مرغی بر بالای دیواری تخم کرد و آن تخم افتاد و در میان راه بر میخی بند شد و بر زمین نیفتاد و نشکست. پس حضرت از این حال تعجب نمودند. آن شخص گفت که: از این تخم تعجب می‌فرمایید؟ به حق آن خدایی که تو را به راستی فرستاده است که هرگز نقصانی به من نرسیده است. حضرت چون این را شنیدند برخاستند و از طعام او تناول نفرمودند و فرمودند که: هرکه نقصی به او نمی‌رسد خدا را در او حاجتی نیست، و در او خیری نیست.
و بدان که قطع نظر از این بلاها اگر مؤمن در رفاهیت و نعمت باشد هم، که دنیا سجن اوست، زیرا که نسبت به نعمتها و منازلی که حق تعالی در آخرت برای او مقرر فرموده اگر تمام دنیا را به او دهند که برای او زندان است. و اگر کافر به جمیع بلاهای دنیا مبتلا باشد، نسبت به آن عذابها که در آخرت برای او مهیا شده است بهشت او خواهد بود.
چنانچه منقول است که: حضرت امام حسن صلوات الله علیه با جمعی از خویشان و اصحاب با جامه‌های فاخر بر اسبان سوار شده به راهی می‌رفتند. در عرض راه پیر یهودی خارکشی برخورد و گفت: ای فرزند رسول! پیغمبر شما گفته است که: دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است. پس چرا تو به این رفاهیت سواری و من به این محنت گرفتارم؟ فرمود که: اگر جای مرا در آخرت مشاهده کنی می‌دانی که این برای من زندان است، و اگر جای خود را ببینی می‌دانی که این حال که داری بهشت توست.
و اما آنچه جناب نبوی صلی الله علیه و آله فرموده‌اند که: وعید نموده‌اند که وارد جهنم خواهد شد، اشاره است به آن که حق تعالی می‌فرماید که: و ان منکم الا واردها کان علی ربک حتما مقضیا. ثم ننجی الذین اتقوا و نذر الظالمین فیها جثیا. که ترجمه‌اش به قول اکثر مفسران آن است که: نیست از شما آدمیان مگر که وارد جهنم می‌شود، و این ورود مردمان بر جهنم بر پروردگار تو جزم و لازم است. و حکم کرده شده است بر آن (یعنی وعده‌ای است که البته واقع خواهد شد). پس نجات می‌دهیم پرهیزکاران را، و می‌گذاریم ستمکاران را در آتش در حالتی که به زانو در آمدگان باشند از شدت و هول آن.
و بدان که خلاف است که ورود در اینجا به معنی دخول است که یا آن که نزد جهنم حاضر شوند، یا برروی آن گذرند. بعضی را اعتقاد این است که ورود به معنی دخول است و همه کس از مؤمن و کافر داخل جهنم خواهند شد ولیکن بر مؤمنان بَرد و سلام خواهد شد و به ایشان ضرر نخواهد رسانید.
چنانچه مفسران از جابر بن عبدالله روایت کرده‌اند که: حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود که: ورود به معنی دخول است، و هیچ بر و فاجر نماند مگر آن که در دوزخ درآید، ولیکن دوزخ بر مؤمنان سرد و سلامت باشد چنانچه بر ابراهیم علیه السلام بود. و بعد از آن مؤمنان را بیرون آورند و کافران را در آن بگذارند.
و بعضی گفته‌اند که: مراد از ورود آن است که بر کنار جهنم حاضر شوند. و این مضمون به سند معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است. و حضرت فرمود که:
نمی‌شنوی از عرب که می‌گوید که: وارد آب بنی‌فلان شدیم؟ یعنی برکنار آن رسیدیم، نه که داخل آن شدیم.
و بعضی گفته‌اند که: مراد از ورود گذشتن بر صراط است که بر روی جهنم است.
و آنچه حضرت فرموده‌اند که: وعده بیرون رفتن آن را نکرده است، بنا بر این است که در این آیه متقیان را وعده نجات فرموده است، و هر مؤمنی جزم نمی‌تواند کرد که از جمله متقیان است. و اکثر مفسران، متقی را تفسیر کرده‌اند به متقی از شرک و کفر.
والله یعلم.

خواندن 299 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.